blarneys

[ایالات متحده]/blær.niz/
[بریتانیا]/blär.niz/

ترجمه

n. تملق یا صحبت غیرصادقانه؛ مزخرفات
v. به طور غیرصادقانه تملق گفتن؛ با تملق فریب دادن
vi. به طور مفرط تملق گفتن؛ تلاش برای قانع کردن کسی با تملق

عبارات و ترکیب‌ها

pull the blarneys

بیرون کشیدن حقه بازی‌ها

full of blarneys

پر از حقه بازی‌ها

spouting blarneys

گفتن حقه بازی‌ها

blarney and nonsense

حقه بازی و بی‌ معنی

cut the blarneys

حقه بازی را متوقف کنید

believe his blarneys

حقه بازی‌های او را باور کنید

جملات نمونه

his blarneys often charm the audience.

حرف‌های اغراق‌آمیز او اغلب مخاطبان را مجذوب می‌کند.

don't believe his blarneys; he's just trying to impress you.

به حرف‌های اغراق‌آمیزش اعتماد نکنید؛ او فقط می‌خواهد شما را تحت تاثیر قرار دهد.

she has a talent for blarneys that captivates everyone.

او استعداد خاصی در گفتن حرف‌های اغراق‌آمیز دارد که همه را مجذوب خود می‌کند.

his blarneys can turn a dull conversation into something exciting.

حرف‌های اغراق‌آمیز او می‌توانند یک مکالمه خسته‌کننده را به چیزی هیجان‌انگیز تبدیل کنند.

they say that blarneys can win over even the toughest critics.

می‌گویند که حرف‌های اغراق‌آمیز می‌توانند حتی منتقدان سخت‌گیر را نیز تحت تاثیر قرار دهند.

she relied on her blarneys to navigate social situations.

او برای عبور از موقعیت‌های اجتماعی به حرف‌های اغراق‌آمیزش متکی بود.

his blarneys are often filled with exaggerations.

حرف‌های اغراق‌آمیز او اغلب پر از اغراق هستند.

people are wary of his blarneys after being deceived before.

بعد از فریب خوردن قبلی، مردم نسبت به حرف‌های اغراق‌آمیزش محتاط هستند.

she uses blarneys to make her stories more engaging.

او از حرف‌های اغراق‌آمیز برای جذاب‌تر کردن داستان‌هایش استفاده می‌کند.

his blarneys are entertaining, but often lack truth.

حرف‌های اغراق‌آمیز او سرگرم‌کننده هستند، اما اغلب فاقد حقیقت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید