blasphemously

[ایالات متحده]/blæsˈfɛm.əs.liː/
[بریتانیا]/bˌlæsˈfɛməsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که بی‌احترامی به خدا یا دین را نشان می‌دهد؛ بی‌احترامی

عبارات و ترکیب‌ها

blasphemously loud music

موسیقی بسیار بلند و بی‌احترامی‌آمیز

blasphemously claim superiority

ادعای برتری به شیوه‌ای بی‌احترامی‌آمیز

blasphemously rewrite history

بازنویسی تاریخ به شیوه‌ای بی‌احترامی‌آمیز

blasphemously deny responsibility

رد مسئولیت به شیوه‌ای بی‌احترامی‌آمیز

blasphemously spread misinformation

گسترش اطلاعات نادرست به شیوه‌ای بی‌احترامی‌آمیز

جملات نمونه

he spoke blasphemously about the sacred traditions.

او به طور توهین‌آمیز در مورد سنت‌های مقدس صحبت کرد.

they laughed blasphemously at the religious ceremony.

آنها به طور توهین‌آمیز در مورد آیین مذهبی خندیدند.

she wrote blasphemously in her novel, challenging the norms.

او به طور توهین‌آمیز در رمان خود نوشت و هنجارها را به چالش کشید.

the comedian joked blasphemously about the holy figures.

کمدین به طور توهین‌آمیز در مورد چهره‌های مقدس شوخی کرد.

his blasphemously casual attitude shocked the audience.

حالت بی‌خیال و توهین‌آمیز او مخاطبان را شوکه کرد.

they blasphemously mocked the ancient scriptures.

آنها به طور توهین‌آمیز به متون باستانی تمسخر کردند.

the artist's blasphemously bold work sparked controversy.

اثر جسورانه و توهین‌آمیز هنرمند باعث جنجال شد.

blasphemously questioning authority can lead to serious consequences.

به چالش کشیدن توهین‌آمیز قدرت می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

he was accused of speaking blasphemously during the debate.

اتهام داشت که در طول بحث به طور توهین‌آمیز صحبت کرده است.

her blasphemously irreverent comments were not well-received.

نظرات بی‌احترامی و توهین‌آمیز او مورد استقبال خوبی قرار نگرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید