blastoff

[ایالات متحده]/ˈblæstɒf/
[بریتانیا]/ˈblæsˌtɑːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرتاب یک فضاپیما یا موشک.

عبارات و ترکیب‌ها

blastoff countdown

شمارش معکوس پرتاب

blastoff sequence

توالی پرتاب

successful blastoff

پرتاب موفقیت آمیز

delayed blastoff

پرتاب به تعویق افتاده

blastoff imminent

پرتاب قریب الوقوع است

witness the blastoff

پرتاب را تماشا کنید

prepare for blastoff

برای پرتاب آماده شوید

blastoff celebration

جشن پرتاب

blastoff into space

پرتاب به فضا

جملات نمونه

we are ready for blastoff at 10 am.

ما برای پرتاب در ساعت ۱۰ آماده هستیم.

the countdown has begun for the rocket's blastoff.

شمارش معکوس برای پرتاب راکت آغاز شده است.

everyone cheered as the shuttle reached blastoff.

همه با رسیدن شاتل به پرتاب تشویق کردند.

they conducted final checks before the blastoff.

آنها قبل از پرتاب بررسی‌های نهایی را انجام دادند.

the mission team celebrated a successful blastoff.

تیم ماموریت یک پرتاب موفق را جشن گرفت.

weather conditions were perfect for the blastoff.

شرایط آب و هوایی برای پرتاب عالی بود.

after years of preparation, the blastoff was finally here.

پس از سال‌ها آمادگی، پرتاب سرانجام فرا رسید.

they captured stunning photos of the rocket's blastoff.

آنها عکس‌های خیره‌کننده ای از پرتاب راکت گرفتند.

the engineers monitored every detail during the blastoff.

مهندسان در طول پرتاب تمام جزئیات را رصد کردند.

we watched the live stream of the space shuttle's blastoff.

ما پخش زنده پرتاب شاتل فضایی را تماشا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید