blazoned

[ایالات متحده]/blˈeɪzəd/
[بریتانیا]/bleɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به طور وسیع تبلیغ کردن؛ به طور عمومی اعلام یا اعلام کردن؛ تزئین کردن با نمادها یا رنگ‌های هیرالدیک

جملات نمونه

the team blazoned their victory across social media.

تیم پیروزی خود را در رسانه‌های اجتماعی به نمایش گذاشت.

her achievements were blazoned in the local newspaper.

دستاوردهای او در روزنامه محلی به نمایش گذاشته شد.

the company blazoned its new product launch on billboards.

شرکت، عرضه محصول جدید خود را بر روی بیلبوردها به نمایش گذاشت.

he blazoned his opinions during the debate.

او در طول بحث، نظرات خود را به نمایش گذاشت.

the festival was blazoned as the biggest event of the year.

جشنواره به عنوان بزرگترین رویداد سال به نمایش گذاشته شد.

they blazoned their support for the charity on their website.

آنها حمایت خود از خیریه را در وب سایت خود به نمایش گذاشتند.

the artist's name was blazoned on the exhibition wall.

نام هنرمند بر روی دیوار نمایشگاه به نمایش گذاشته شد.

his achievements were blazoned in the headlines.

دستاوردهای او در تیترها به نمایش گذاشته شد.

the new policy was blazoned as a major breakthrough.

سیاست جدید به عنوان یک پیشرفت بزرگ به نمایش گذاشته شد.

the school blazoned its commitment to excellence.

مدرسه تعهد خود به برتری را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید