blazonries

[ایالات متحده]/ˈblæzəriz/
[بریتانیا]/blEYˈzɑːrɪz/

ترجمه

n. هنر طراحی و نمایش نشان‌های خانوادگی؛ نمایش خودنمایانه

عبارات و ترکیب‌ها

blazonries of achievement

اشارات افتخارات

جملات نمونه

the blazonries on the shield were stunning.

طرح‌های برجسته روی سپر خیره‌کننده بود.

she admired the intricate blazonries of the ancient castle.

او به طرح‌های برجسته پیچیده قلعه باستانی علاقه داشت.

the artist created beautiful blazonries for the royal family.

هنرمند طرح‌های برجسته زیبایی برای خانواده سلطنتی ایجاد کرد.

his collection of blazonries tells a story of heritage.

مجموعه‌اش از طرح‌های برجسته داستانی از میراث را روایت می‌کند.

blazonries often represent the values of a family.

طرح‌های برجسته اغلب نشان دهنده ارزش‌های یک خانواده هستند.

the museum displayed various blazonries from different cultures.

موزه طرح‌های برجسته مختلف از فرهنگ‌های مختلف را به نمایش گذاشت.

he studied the blazonries to understand their historical significance.

او طرح‌های برجسته را مطالعه کرد تا اهمیت تاریخی آنها را درک کند.

blazonries can be found on flags and emblems.

طرح‌های برجسته را می‌توان بر روی پرچم‌ها و نشان‌ها یافت.

the blazonries of the knights were a symbol of their bravery.

طرح‌های برجسته شوالیه‌ها نمادی از شجاعت آنها بود.

she learned about the blazonries used in heraldry.

او در مورد طرح‌های برجسته مورد استفاده در نشان‌شناسی آموزش دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید