sigil

[ایالات متحده]/ˈsɪdʒ.ɪl/
[بریتانیا]/ˈsɪdʒ.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نماد یا علامت، به ویژه یکی که در جادو استفاده می‌شود؛ یک نشانه یا شخصیت جادویی
شکل‌های واژه
جمعsigils

عبارات و ترکیب‌ها

magic sigil

معجزه آمیز

protective sigil

نشان محافظتی

sigil of power

نشان قدرت

sigil casting

ساختن نشانه

sigil design

طراحی نشانه

ancient sigil

نشان باستانی

sigil magic

جادوی نشانه

sigil ritual

آیین نشانه

personal sigil

نشان شخصی

sigil work

کار با نشانه

جملات نمونه

the ancient sigil was carved into the stone wall.

نشانه باستانی در دیوار سنگی حک شده بود.

she wore a necklace with a protective sigil.

او یک گردنبند با یک نشان محافظتی به تن داشت.

the wizard invoked the power of the sigil during the ritual.

جادوگر در طول مراسم از قدرت نشان استفاده کرد.

each sigil has its own unique meaning and purpose.

هر نشان معنا و هدف منحصر به فرد خود را دارد.

they discovered an ancient sigil in the ruins.

آنها یک نشان باستانی را در ویرانه ها کشف کردند.

the sigil glowed brightly under the full moon.

نشان در زیر نور ماه کامل به شدت می درخشید.

he painted a sigil on the door for protection.

او برای محافظت از در، یک نشان روی آن نقاشی کرد.

many cultures use sigils in their magical practices.

فرهنگ های زیادی از نشان ها در روش های جادویی خود استفاده می کنند.

the sigil was believed to bring good fortune.

اعتقاد بود که نشان خوش شانسی می آورد.

she studied the sigil's history and significance.

او تاریخچه و اهمیت نشان را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید