the sheep bleated loudly in the field.
گوسفندان به صدا درآمدند با صدای بلند در مزرعه.
as the storm approached, the goats bleated nervously.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، بزها با اضطراب به صدا درآمدند.
the mother lamb bleated for her lost baby.
بره مادر برای بره گمشده خود به صدا درآمد.
in the quiet morning, the flock of sheep bleated softly.
در صبح آرام، گله گوسفندان به آرامی به صدا درآمدند.
the farmer smiled as the lambs bleated playfully.
کشمان با دیدن بازیگوشی بره ها لبخند زد.
the children laughed as the goat bleated for food.
بچه ها با دیدن درخواست بز برای غذا خندیدند.
during the petting zoo visit, the kids loved when the animals bleated.
در طول بازدید از باغ وحش، بچه ها عاشق شنیدن صدای حیوانات بودند.
the shepherd called out as the sheep bleated in response.
چوپان فریاد زد وقتی گوسفندان در پاسخ به صدا درآمدند.
the little goat bleated for attention from its owner.
بز کوچک برای جلب توجه صاحب خود به صدا درآمد.
as the sun set, the sheep began to bleat, signaling the end of the day.
همانطور که خورشید غروب می کرد، گوسفندان شروع به به صدا درآمدن کردند و نشان دهنده پایان روز بود.
the sheep bleated loudly in the field.
گوسفندان به صدا درآمدند با صدای بلند در مزرعه.
as the storm approached, the goats bleated nervously.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، بزها با اضطراب به صدا درآمدند.
the mother lamb bleated for her lost baby.
بره مادر برای بره گمشده خود به صدا درآمد.
in the quiet morning, the flock of sheep bleated softly.
در صبح آرام، گله گوسفندان به آرامی به صدا درآمدند.
the farmer smiled as the lambs bleated playfully.
کشمان با دیدن بازیگوشی بره ها لبخند زد.
the children laughed as the goat bleated for food.
بچه ها با دیدن درخواست بز برای غذا خندیدند.
during the petting zoo visit, the kids loved when the animals bleated.
در طول بازدید از باغ وحش، بچه ها عاشق شنیدن صدای حیوانات بودند.
the shepherd called out as the sheep bleated in response.
چوپان فریاد زد وقتی گوسفندان در پاسخ به صدا درآمدند.
the little goat bleated for attention from its owner.
بز کوچک برای جلب توجه صاحب خود به صدا درآمد.
as the sun set, the sheep began to bleat, signaling the end of the day.
همانطور که خورشید غروب می کرد، گوسفندان شروع به به صدا درآمدن کردند و نشان دهنده پایان روز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید