mooed

[ایالات متحده]/muːd/
[بریتانیا]/muːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته moo

عبارات و ترکیب‌ها

the cow mooed

گاو مه زده است

she mooed softly

او به آرامی مه زده است

he mooed loudly

او با صدای بلند مه زده است

mooed in surprise

با تعجب مه زده است

the calf mooed

گوساله مه زده است

mooed at night

در شب مه زده است

mooed with joy

با خوشحالی مه زده است

the herd mooed

گله مه زده است

mooed for food

برای غذا مه زده است

mooed in unison

به صورت یکسان مه زده است

جملات نمونه

the cow mooed loudly in the field.

گاو به طور بلند در مزرعه ما ما کرد.

as the farmer approached, the cows mooed in unison.

همانطور که کشاورز نزدیک می شد، گاوها با هم ما ما کردند.

the calf mooed softly for its mother.

گوساله به آرامی برای مادرش ما ما کرد.

during the summer, the cows mooed all day long.

در طول تابستان، گاوها تمام روز ما ما کردند.

she laughed when the cow mooed at her.

وقتی گاو به سمت او ما ما کرد، او خندید.

he loves to hear the cows mooed at dawn.

او عاشق شنیدن ما ما کردن گاوها در سپیده‌دم است.

the children enjoyed the sound of the mooed cows.

کودکان از صدای گاوهای ما ما کننده لذت بردند.

the old barn echoed with the mooed of the cattle.

انبار قدیمی با ما ما کردن دام ها پژواک داشت.

she imitated how the cow mooed for fun.

او برای تفریح نحوه ما ما کردن گاو را تقلید کرد.

the farmer knew it was time to feed them when they mooed.

کشاورز می دانست که وقتی ما ما می کردند، وقت آن رسیده که به آنها غذا بدهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید