blonder

[ایالات متحده]/[ˈblɒndə]/
[بریتانیا]/[ˈblɒndər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای موی روشن، زرد-بلوند؛ مربوط به یا ویژگی شخصی با موی بلوندتر.
n. شخصی که مویش روشن، زرد-بلوند است.

عبارات و ترکیب‌ها

blonder hair

موی روشن تر

becoming blonder

در حال شدن روشن تر

a blonder shade

یک رنگ روشن تر

blonder than

روشن تر از

the blonder girl

دختربچه روشن تر

blonder highlights

نورهای روشن تر

looked blonder

به نظر روشن تر می رسید

a blonder tone

یک نغمه روشن تر

blonder complexion

پوست روشن تر

was blonder

روشن تر بود

جملات نمونه

she has blonder hair than her sister.

پریشان تر از خواهرش مو دارد.

the sun made his blonder locks shimmer.

خورشید باعث لامس موهای پریشان تر او شد.

he preferred a blonder shade for the walls.

او مایل به رنگی پریشان تر برای دیوارها بود.

the stylist recommended a blonder highlight.

ستیلیست یک نور پریشان تر را توصیه کرد.

her blonder complexion made her look younger.

پوست پریشان تر او باعث شد که به نظر برسد جوان تر است.

the artist used a blonder palette for the painting.

هنرمند از یک رنگی پریشان تر برای نقاشی استفاده کرد.

he found a blonder filter for his photos.

او یک فیلتر پریشان تر برای عکس هایش پیدا کرد.

the fabric was a soft, blonder hue.

پارچه یک رنگ نرم و پریشان تر بود.

she bought a blonder lipstick for the party.

او یک لیپ استیک پریشان تر برای جشن خرید.

the interior designer suggested a blonder carpet.

طراح داخلی یک کفپوش پریشان تر را پیشنهاد داد.

the dress was a blonder shade of yellow.

پوشاک یک رنگ زرد پریشان تر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید