bloodberries

[ایالات متحده]/ˈblʌdbɛriz/
[بریتانیا]/ˈblʌdbɛriz/

ترجمه

n. جمع blood berry؛ گیاهی با میوه‌های قرمز یا خود میوه.

عبارات و ترکیب‌ها

ripe bloodberries

گوجه‌های خونی پخته شده

crushed bloodberry

گوجه‌های خونی شکسته شده

pick bloodberries

گوجه‌های خونی را بپذیر

eat bloodberries

گوجه‌های خونی را بخور

sweet bloodberries

گوجه‌های خونی شیرین

juicy bloodberry

گوجه‌های خونی میوه‌ای

bloodberry juice

سیرو گوجه‌های خونی

bloodberry pie

پای گوجه‌های خونی

cooked bloodberries

گوجه‌های خونی پخته شده

wild bloodberries

گوجه‌های خونی جنگلی

جملات نمونه

the bloodberries grew abundantly along the forest path, their crimson color warning passersby.

گوجه‌های خونی به طور فراوانی در مسیر جنگل رشد کردند، رنگ قرمز آن‌ها به گذرگاه‌کنندگان هشدار می‌داد.

farmers carefully harvested the ripe bloodberries before the first frost arrived.

کشاورزان با دقت گوجه‌های خونی رسیده را قبل از آمدن اولین یخ‌زدگی برداشتند.

children were warned not to eat the poisonous bloodberries growing in the meadow.

به کودکان هشدار داده شد که گوجه‌های خونی سمی که در میدان رشد کرده‌اند را نخورند.

the artist used bloodberries to create a natural dye for her paintings.

هنرمند از گوجه‌های خونی برای ایجاد رنگ طبیعی برای نقاشی‌هایش استفاده کرد.

birds flocked to eat the juicy bloodberries scattered beneath the bushes.

پرندگان به سراغ گوجه‌های خونی لعنت‌دار شدند که زیر درختان پراکنده بودند.

bloodberries stained the child's fingers bright red after she picked them.

پس از اینکه کودک آن‌ها را برداشت، گوجه‌های خونی دست او را به رنگ قرمز روشن می‌کرد.

the ancient recipe called for bloodberries, lemon zest, and honey.

این وصفه باستانی از گوجه‌های خونی، پوست لیمو و عسل تشکیل شده است.

during autumn, the bloodberries ripened to a deep, dark crimson.

در پاییز، گوجه‌های خونی به رنگ قرمز تیره و عمیق رسیدند.

the chef experimented with bloodberries in his new dessert menu.

شکیف با گوجه‌های خونی در منوی تازه‌ای از دسر خود آزمایش کرد.

foraging for wild bloodberries required knowledge and caution.

جمع‌آوری گوجه‌های خونی جنگلی نیاز به دانش و احتیاط داشت.

the bloodberries glistened like rubies in the morning sunlight.

گوجه‌های خونی در نور خورشید صبحی مانند الماس‌های قرمز لامس می‌کردند.

traditional medicine practitioners used bloodberries for various remedies.

کاربرد گوجه‌های خونی در درمان‌های مختلف توسط متخصصان داروی سنتی انجام می‌شود.

winter birds survived on the remaining bloodberries during the harsh season.

پرندگان زمستانی در طول فصل سخت با گوجه‌های خونی باقی‌مانده زنده می‌ماندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید