bloodless

[ایالات متحده]/'blʌdlɪs/
[بریتانیا]/'blʌdləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد خون، بدون خونریزی، فاقد زندگی، فاقد احساس.

عبارات و ترکیب‌ها

pale and bloodless

نزار و بی‌رنگ

a bloodless victory

یک پیروزی بدون خونریزی

جملات نمونه

a long, bloodless speech.

یک سخنرانی طولانی و بدون خشونت.

smiled with bloodless lips.

با لب‌هایی بی‌خطر لبخند زد.

charts of bloodless economic indicators.

نمودارهای شاخص‌های اقتصادی بدون خشونت.

In 1986,a bloodless overthrow brought an army officer to power.

در سال 1986، یک کودتای بدون خشونت باعث رسیدن یک افسر ارتش به قدرت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید