pale and bloodless
نزار و بیرنگ
a bloodless victory
یک پیروزی بدون خونریزی
a long, bloodless speech.
یک سخنرانی طولانی و بدون خشونت.
smiled with bloodless lips.
با لبهایی بیخطر لبخند زد.
charts of bloodless economic indicators.
نمودارهای شاخصهای اقتصادی بدون خشونت.
In 1986,a bloodless overthrow brought an army officer to power.
در سال 1986، یک کودتای بدون خشونت باعث رسیدن یک افسر ارتش به قدرت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید