bloodlust

[ایالات متحده]/ˈblʌdˌlʌst/
[بریتانیا]/ˈblʌdləst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تمایل شدید و غیرقابل کنترل برای کشتن یا ریختن خون.

عبارات و ترکیب‌ها

bloodlust for revenge

شهرت برای انتقام

indulge in bloodlust

در خونخواهی غوطه ور شدن

quench his bloodlust

خونخواهی او را سیراب کردن

fueled by bloodlust

با خونخواهی تغذیه شده

unleash his bloodlust

خونخواهی او را آزاد کردن

bloodlust consumes him

خونخواهی او را مصرف می کند

جملات نمونه

his bloodlust drove him to commit terrible acts.

شهرت او به خونریزی او را به انجام اعمال وحشتناک سوق داد.

in the story, the villain was consumed by bloodlust.

در داستان، شخصیت شرور در خونریزی غرق شده بود.

she felt a surge of bloodlust during the intense battle.

او در طول نبرد شدید، یک موج خونریزی احساس کرد.

his eyes gleamed with bloodlust as he prepared for the fight.

در حالی که برای مبارزه آماده می شد، چشمانش با خونریزی می درخشید.

bloodlust can lead to reckless decisions in combat.

خونریزی می تواند منجر به تصمیمات بی فکر در نبرد شود.

the warrior's bloodlust was evident on the battlefield.

خونریزی جنگجو در میدان جنگ آشکار بود.

he struggled to control his bloodlust during the hunt.

او در طول شکار برای کنترل خونریزی خود تلاش کرد.

bloodlust often masks deeper emotional issues.

خونریزی اغلب مسائل عاطفی عمیق تر را پنهان می کند.

the novel explores themes of bloodlust and redemption.

رمان مضامین خونریزی و رستگاری را بررسی می کند.

he was haunted by his bloodlust long after the battle ended.

او برای مدت طولانی پس از پایان نبرد، توسط خونریزی خود آزار داده می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید