blotter

[ایالات متحده]/'blɒtə/
[بریتانیا]/'blɑtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاغذ جاذب برای ثبت موقت یادداشت‌ها یا یادداشت‌های داخلی

عبارات و ترکیب‌ها

ink blotter

حکیم‌نویس

blotter paper

کاغذ جاگیر

desk blotter

جاگیر رومیزی

جملات نمونه

The police officer used a blotter to record the details of the incident.

مامور پلیس از یک دستمال جاذب برای ثبت جزئیات حادثه استفاده کرد.

The blotter absorbed the excess ink from the fountain pen.

دستمال جاذب، جوهر اضافی را از قلم خودکار جذب کرد.

She cleaned the desk with a blotter to remove any spills.

او برای پاک کردن هر گونه ریختگی، میز را با یک دستمال جاذب تمیز کرد.

He placed a blotter under the wet glass to prevent water rings on the table.

او یک دستمال جاذب زیر شیشه خیس قرار داد تا از ایجاد حلقه های آب روی میز جلوگیری کند.

The blotter on his desk was worn out from years of use.

دستمال جاذب روی میز او پس از سال‌ها استفاده کهنه شده بود.

She used a blotter to dry the wet documents quickly.

او از یک دستمال جاذب برای خشک کردن سریع اسناد خیس استفاده کرد.

The blotter on the receptionist's desk was decorated with a floral pattern.

دستمال جاذب روی میز پذیرش با طرح گل تزئین شده بود.

He absentmindedly doodled on the blotter during the meeting.

او در حین جلسه به طور ناخودآگاه روی دستمال جاذب نقاشی کشید.

The antique desk came with a matching blotter and pen set.

میز عتیقه با یک مجموعه دستمال جاذب و قلم متناسب عرضه شد.

She flipped through the pages of the blotter to find a clean spot to write a note.

او از بین صفحات دستمال جاذب ورق زد تا مکانی تمیز برای نوشتن یک یادداشت پیدا کند.

نمونه‌های واقعی

A two-line police blotter item does not constitute a story.

یک مورد دو خطی از دفترچه یادداشت پلیس نمی‌تواند یک داستان را تشکیل دهد.

منبع: Super Girl Season 2 S02

They changed the blotter to do it, and that's a felony too.

آنها دفترچه یادداشت را تغییر دادند تا این کار را انجام دهند، و این هم یک جرم است.

منبع: Goodbye, My Love (Part 2)

Dar Adal. He monitors the blotters.

دار آدل. او دفترچه‌های یادداشت را رصد می‌کند.

منبع: Homeland Season 3

Then I slid it under the blotter.

سپس آن را زیر دفترچه یادداشت سر خورد کردم.

منبع: Goodbye, My Love (Part 1)

He reached around and pawed under his blotter.

او دور دستش را دراز کرد و زیر دفترچه یادداشتش دست و پا کرد.

منبع: Goodbye, My Love (Part 1)

Luna takes his glasses off and sets them down grimly on his blotter.

لونا عینک او را برمی‌دارد و با حالتی عبوس آنها را روی دفترچه یادداشتش می‌گذارد.

منبع: Red White & Royal Blue

Though their blouses were blotched by a blotter, they were happy with their victory.

اگرچه بلوزهای آنها به دلیل لکه‌های دفترچه یادداشت لکه‌دار شده بودند، از پیروزی خود راضی بودند.

منبع: Pan Pan

He tossed a handful of cardamon seeds on his blotter and filled both glasses.

او یک مشت دانه‌های кардаهو را روی دفترچه یادداشتش ریخت و هر دو لیوان را پر کرد.

منبع: Goodbye, My Love (Part 2)

Not that them tramps ever got in no newspapers except by way of the police blotter.

نه اینکه آن ولگردها هرگز در هیچ روزنامه‌ای به جز از طریق دفترچه یادداشت پلیس قرار نگیرند.

منبع: Goodbye, My Love (Part 1)

Lavinia picked up the chewed pencil from the desk and doodled with it on the blotter.

لاوینیا مداد جویده شده را از روی میز برداشت و با آن روی دفترچه یادداشت نقاشی کرد.

منبع: A handsome face.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید