blowbacks

[ایالات متحده]/[ˈbləʊbæk]/
[بریتانیا]/[ˈbloʊˌbæk]/

ترجمه

n. پیامدی غیرمقصود و منفی از یک عمل یا وضعیت؛ در عملیات اطلاعاتی، یک وضعیت که یک عملیات وجود یک سازمان اطلاعاتی یا عملیات را آشکار می‌کند؛ یک دفع ناگهانی و قوی از هوا یا گاز.

عبارات و ترکیب‌ها

blowback effects

اثرات بازخورد

avoid blowbacks

جلوگیری از بازخورد

minimize blowbacks

کاهش بازخورد

blowback risk

risk بازخورد

assess blowbacks

ارزیابی بازخورد

prevent blowbacks

پیشگیری از بازخورد

unintended blowbacks

بازخورد غیرمترقبه

political blowbacks

بازخورد سیاسی

facing blowbacks

مقابله با بازخورد

consider blowbacks

بررسی بازخورد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید