blowball

[ایالات متحده]/bləʊbɔːl/
[بریتانیا]/bloʊˈbɑːl/

ترجمه

n. نوعی قاصدک یا گیاه مشابه با سر بزرگ و گردی از دانه‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

blowball plant

گیاه گل دم اسبی

blowball seeds

دانه‌های گل دم اسبی

blowball flower

گل دم اسبی

blowball dandelion

گل دم اسبی گزنه

blowball head

سر گل دم اسبی

blowing a blowball

دمیدن به گل دم اسبی

blowball wishes

آرزوهای گل دم اسبی

جملات نمونه

the blowball seeds floated gently in the breeze.

بذر گل‌های فرفری به آرامی در نسیم شناور بودند.

children love to blow on blowballs and watch them disperse.

بچه ها عاشق دمیدن در گل های فرفری و تماشای پراکنده شدن آنها هستند.

she made a wish before blowing the blowball away.

او قبل از دمیدن در گل فرفری، آرزویی کرد.

we collected blowballs to decorate the garden.

ما گل‌های فرفری جمع کردیم تا باغ را تزئین کنیم.

blowballs are often seen in fields during spring.

گل‌های فرفری اغلب در فصل بهار در مزارع دیده می‌شوند.

he taught her how to identify blowballs in the wild.

او به او یاد داد که چگونه گل‌های فرفری را در طبیعت شناسایی کند.

blowball fluff can be used for crafting materials.

پرز گل فرفری را می‌توان برای مصارف هنری استفاده کرد.

they enjoyed a picnic while surrounded by blowballs.

آنها در حالی که در میان گل‌های فرفری بودند، از یک پیک نیک لذت بردند.

blowballs symbolize wishes and dreams in many cultures.

گل‌های فرفری در بسیاری از فرهنگ‌ها نماد آرزوها و رویاها هستند.

after the rain, the blowballs looked fresh and vibrant.

بعد از باران، گل‌های فرفری تازه و پر جنب و جوش به نظر می‌رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید