pissabed

[ایالات متحده]/[ˈpɪsɪˌbed]/
[بریتانیا]/[ˈpɪsɪˌbed]/

ترجمه

n. شخصی که به راحتی آزرده یا خشمگین می‌شود؛ غرغرو؛ شخصی که اغلب شکایت می‌کند.
adj. به راحتی آزرده یا خشمگین.

عبارات و ترکیب‌ها

pissabed off

Persian_translation

جملات نمونه

he was a complete pissabed, complaining about everything.

او یک نالان تمام‌عیار بود که درباره همه چیز شکایت می‌کرد.

don't be such a pissabed; it's not helping the situation.

آنقدر نالان نباش؛ به حل مشکل کمک نمی‌کند.

she's a notorious pissabed, always finding fault.

او یک نالان معروف است که همیشه بهانه می‌گیرد.

he's acting like a right pissabed over a minor scratch.

او به خاطر یک خراش جزئی مثل یک نالان تمام‌عیار رفتار می‌کند.

stop being a pissabed and try to enjoy yourself.

نالیدن را متوقف کن و سعی کن از خودت لذت ببری.

the constant complaining made him a real pissabed.

شکایت‌های مداوم او را به یک نالان تمام‌عیار تبدیل کرد.

i told him not to be such a pissabed about the delay.

به او گفتم درباره تاخیر آنقدر نالان نباشد.

she accused him of being a miserable pissabed.

او او را به نالیدن و بدبینی متهم کرد.

he's just a pissabed looking for attention.

او فقط یک نالان است که به دنبال توجه است.

don't let him turn into a grumpy old pissabed.

اجازه ندهید او به یک نالان بداخلقه پیر تبدیل شود.

the team leader warned him not to be a pissabed.

رهبر تیم به او هشدار داد که نالان نباشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید