blowlamp

[ایالات متحده]/blaʊlɑːmp/
[بریتانیا]/ˈblōˌlæm p/

ترجمه

n. ابزاری دستی که شعله‌ای با دمای بالا تولید می‌کند و برای لحیم‌کاری، برنج‌کاری و جوشکاری استفاده می‌شود؛ نوعی مشعل که در فرآیندهای صنعتی مانند کار با فلز استفاده می‌شود؛ ابزاری که برای گرم کردن، ذوب کردن یا اتصال مواد با استفاده از شعله به کار می‌رود.
Word Forms
جمعblowlamps

عبارات و ترکیب‌ها

blowlamp operation

عملکرد مشعل حرارتی

use a blowlamp

از یک مشعل حرارتی استفاده کنید

blowlamp welding

جوشکاری با مشعل حرارتی

torch or blowlamp

چراغ قوه یا مشعل حرارتی

a powerful blowlamp

یک مشعل حرارتی قدرتمند

gas blowlamp

مشعل حرارتی گازی

propane blowlamp

مشعل حرارتی پروپان

electric blowlamp

مشعل حرارتی برقی

handheld blowlamp

مشعل حرارتی دستی

جملات نمونه

the technician used a blowlamp to solder the pipes.

تکنسین از یک چراغ حرارتی برای لحیم کاری لوله ها استفاده کرد.

he carefully adjusted the flame of the blowlamp.

او شعله چراغ حرارتی را با دقت تنظیم کرد.

for this project, we need a blowlamp and some gas.

برای این پروژه، به یک چراغ حرارتی و مقداری گاز نیاز داریم.

the blowlamp is essential for metalworking tasks.

چراغ حرارتی برای کارهای آهنگری ضروری است.

always wear protective gear when using a blowlamp.

هنگام استفاده از یک چراغ حرارتی همیشه از تجهیزات محافظ استفاده کنید.

she learned how to operate a blowlamp in her workshop.

او یاد گرفت که چگونه یک چراغ حرارتی را در کارگاه خود کار کند.

he ignited the blowlamp with a match.

او چراغ حرارتی را با یک فندک روشن کرد.

the blowlamp can reach very high temperatures.

چراغ حرارتی می تواند به دمای بسیار بالایی برسد.

using a blowlamp requires skill and caution.

استفاده از یک چراغ حرارتی نیاز به مهارت و احتیاط دارد.

they demonstrated how to use a blowlamp safely.

آنها نحوه استفاده ایمن از یک چراغ حرارتی را نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید