blowtorches

[ایالات متحده]/blaʊˈtɔːrtʃɪz/
[بریتانیا]/bloʊˈtɔːrtʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چندین دستگاه گرمایشی دستی با سوخت گاز که برای لحیم‌کاری، برش فلز و سایر کاربردهای صنعتی استفاده می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

using blowtorches outdoors

استفاده از مشعل‌ در فضای باز

جملات نمونه

blowtorches are commonly used in metalworking.

مشعل‌ها معمولاً در آهنگری و کار با فلزات استفاده می‌شوند.

he used blowtorches to cut through thick steel.

او از مشعل‌ها برای برش فولاد ضخیم استفاده کرد.

blowtorches can reach extremely high temperatures.

مشعل‌ها می‌توانند به دمای بسیار بالایی برسند.

safety precautions are essential when using blowtorches.

رعایت نکات ایمنی هنگام استفاده از مشعل‌ها ضروری است.

she learned how to operate blowtorches in her welding class.

او یاد گرفت که چگونه مشعل‌ها را در کلاس جوشکاری خود کار کند.

blowtorches are often used in plumbing to solder pipes.

مشعل‌ها اغلب در لوله‌کشی برای لحیم کاری لوله‌ها استفاده می‌شوند.

he carefully adjusted the flame on the blowtorch.

او با دقت شعله مشعل را تنظیم کرد.

blowtorches can be dangerous if not handled properly.

مشعل‌ها می‌توانند خطرناک باشند اگر به درستی با آنها برخورد نشود.

many artists use blowtorches for creative metal sculptures.

بسیاری از هنرمندان از مشعل‌ها برای مجسمه‌های فلزی خلاقانه استفاده می‌کنند.

he bought a set of blowtorches for his workshop.

او مجموعه‌ای از مشعل‌ها را برای کارگاه خود خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید