bluebonnets

[ایالات متحده]/bluːˈbɒnɪts/
[بریتانیا]/blooˈbɑːnəts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گل‌های جنس لوپینوس، که معمولاً رنگ آبی دارند.; نوعی کلاه نمدی به رنگ آبی.; سربازان اسکاتلندی.

عبارات و ترکیب‌ها

bluebonnets in bloom

شکوفه‌های گل‌های آبی

texas bluebonnets

گل‌های آبی تگزاس

picking bluebonnets

چیدن گل‌های آبی

a bluebonnet bouquet

یک دسته گل آبی

a bluebonnet painting

یک نقاشی از گل‌های آبی

جملات نمونه

the bluebonnets bloom in spring.

گل‌های آبی‌رنگ در بهار شکوفا می‌شوند.

we took a picture among the bluebonnets.

ما در میان گل‌های آبی‌رنگ عکس گرفتیم.

bluebonnets are the state flower of texas.

گل‌های آبی‌رنگ، گل ایالت تگزاس هستند.

the field was covered in bluebonnets.

میدان پوشیده از گل‌های آبی‌رنگ بود.

children love to play in the bluebonnets.

کودکان عاشق بازی در گل‌های آبی‌رنگ هستند.

we went on a road trip to see the bluebonnets.

ما برای دیدن گل‌های آبی‌رنگ به یک سفر جاده‌ای رفتیم.

bluebonnets attract many photographers each year.

گل‌های آبی‌رنگ هر سال عکاسان زیادی را به خود جذب می‌کنند.

the bluebonnets swayed gently in the breeze.

گل‌های آبی‌رنگ به آرامی در نسیم تاب می‌خوردند.

she wore a dress with bluebonnet patterns.

او لباسی با طرح گل‌های آبی‌رنگ پوشیده بود.

we enjoyed a picnic surrounded by bluebonnets.

ما از یک پیک‌نیک در محاصره گل‌های آبی‌رنگ لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید