blueheads

[ایالات متحده]/bluːˈheds/
[بریتانیا]/bloʊˈhɛdz/

ترجمه

n. نوعی ماهی که به عنوان ماهی تمیزکننده شناخته می‌شود (Thalassoma bifasciatum).

جملات نمونه

blueheads are known for their vibrant colors.

سرخودها به خاطر رنگ‌های زنده خود مشهور هستند.

many fish enthusiasts love keeping blueheads in their aquariums.

بسیاری از علاقه‌مندان به ماهی‌گیری دوست دارند سرخودها را در آکواریوم خود نگه دارند.

blueheads often inhabit coral reefs.

سرخودها اغلب در صخره‌های مرجانی زندگی می‌کنند.

watching blueheads swim is a delightful experience.

تماشای شنا کردن سرخودها یک تجربه لذت بخش است.

blueheads play an important role in the marine ecosystem.

سرخودها نقش مهمی در اکوسیستم دریایی ایفا می‌کنند.

when diving, i spotted a school of blueheads.

وقتی غواصی می‌کردم، یک گروه از سرخودها را دیدم.

blueheads can be found in warm tropical waters.

سرخودها را می‌توان در آب‌های گرم استوایی یافت.

photographers often seek out blueheads for underwater shots.

عکاسان اغلب به دنبال سرخودها برای عکس‌های زیر آب هستند.

conservation efforts aim to protect blueheads and their habitats.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از سرخودها و زیستگاه‌های آنها هدف گذاری شده‌اند.

blueheads are often seen in pairs during mating season.

سرخودها اغلب در فصل جفت‌گیری به صورت جفت دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید