blundered

[ایالات متحده]/ˈblʌndəd/
[بریتانیا]/ˈblʌn.dər.d/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اشتباه کرد؛ به طرز ناشیانه‌ای عمل کرد؛ به‌طور ناپایدار راه رفت

عبارات و ترکیب‌ها

blundered his lines

اشتباه کرد در خطوط خود

blundered the opportunity

فرصت را از دست داد

made a blunder

یک اشتباه مرتکب شد

جملات نمونه

he blundered into the meeting without preparation.

او بدون آمادگی وارد جلسه شد.

she blundered through her speech, forgetting key points.

او در حین سخنرانی خود دچار اشتباه شد و نکات کلیدی را فراموش کرد.

they blundered their way through the project, missing deadlines.

آنها در طول پروژه دچار اشتباه شدند و مهلت مقرر را از دست دادند.

the team blundered by not checking the data thoroughly.

تیم با عدم بررسی دقیق داده‌ها دچار اشتباه کرد.

he blundered in his calculations, leading to a major error.

او در محاسبات خود دچار اشتباه شد که منجر به یک اشتباه بزرگ شد.

she blundered when she mispronounced the client's name.

او زمانی که نام مشتری را اشتباه تلفظ کرد، دچار اشتباه شد.

they blundered during the presentation, causing confusion.

آنها در حین ارائه دچار اشتباه شدند که باعث سردرگمی شد.

he blundered by ignoring the warning signs.

او با نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده دچار اشتباه کرد.

she blundered into a sensitive topic during dinner.

او در حین شام وارد یک موضوع حساس شد.

they blundered in their negotiations, losing the deal.

آنها در مذاکرات خود دچار اشتباه شدند و معامله را از دست دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید