blunts the argument
استدلال را کند میکند
blunt force trauma
آسیب ناشی از ضربه شدید
blunts the pain
درد را کند میکند
bluntly stated
بیپرده بیان شده
blunts his/her creativity
خلاقیت او را کند میکند
blunts the criticism
انتقاد را کند میکند
bluntly disagree
به صراحت مخالفت کردن
blunts the impact
اثرگذاری را کند میکند
bluntly refuse
به طور قاطعانه امتناع کردن
smoking blunts can be harmful to your health.
دود کردن بلانت میتواند برای سلامتی شما مضر باشد.
he rolled some blunts for the party.
او تعدادی بلانت برای مهمانی درست کرد.
blunts are often shared among friends.
بلانتها اغلب در بین دوستان به اشتراک گذاشته میشوند.
she prefers blunts over regular joints.
او ترجیح میدهد بلانت را به جای جوینتهای معمولی مصرف کند.
they sat around smoking blunts and talking.
آنها دور هم جمع شده بودند و بلانت میکشیدند و صحبت میکردند.
blunts can be made with different types of wraps.
بلانتها را میتوان با انواع مختلف کاغذ پیچی درست کرد.
he enjoys the flavor of flavored blunts.
او از طعم بلانتهای طعمدار لذت میبرد.
rolling blunts requires some practice.
پیچیدن بلانت نیاز به تمرین دارد.
many people find blunts more enjoyable than pipes.
بسیاری از مردم بلانت را بیشتر از پایپ لذتبخش میدانند.
blunts can be quite potent depending on the strain.
بلانتها میتوانند بسته به نوع گیاه بسیار قوی باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید