blusterer

[ایالات متحده]/ˈblʌstərər/
[بریتانیا]/ˈblʌstərər/

ترجمه

n. فردی که با اعتماد کاذب صحبت می‌کند؛ فردی که با اثر کم، به طرز تهاجمی صحبت می‌کند؛ زورگو یا متکبر.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

empty blusterer

حرف‌گویان خالی‌سر

mere blusterer

حرف‌گوی صرف

political blusterer

حرف‌گوی سیاسی

blusterers unite

حرف‌گویان متحد شوند

جملات نمونه

the politician proved to be an empty blusterer who made grand promises but delivered nothing.

سیاستمدان فردی بود که خودنمایی می‌کرد و وعده‌های بزرگ می‌داد اما هیچ‌کدام را عملی نمی‌کرد.

he is nothing but a loud blusterer who intimidates only those who don't know him well.

او چیزی جز یک خودنمایی‌کننده بلندگو نیست که فقط کسانی را که او را خوب نمی‌شناسند، می‌ترساند.

the general was revealed as a vain blusterer with no actual military strategy.

ژنرال به عنوان یک خودنمایی‌کننده مغرور با هیچ استراتژی نظامی واقعی آشکار شد.

despite his blustering, the corporate bully turned out to be a cowardly blusterer when challenged.

با وجود خودنمایی‌هایش، مدیر قلدر از ترس، به یک خودنمایی‌کننده ترسو تبدیل شد وقتی به چالش کشیده شد.

the tennis champion dismissed her opponent as an amateur blusterer with no real skills.

قهرمان تنیس حریف خود را به عنوان یک خودنمایی‌کننده آماتور با مهارت واقعی نادیده گرفت.

their ceo is an arrogant blusterer who thinks money solves every problem.

مدیرعامل آن‌ها یک خودنمایی‌کننده مغرور است که فکر می‌کند پول همه مشکلات را حل می‌کند.

the neighborhood tyrant proved to be a mere blusterer once the police arrived.

حاکم محله ثابت کرد که فقط یک خودنمایی‌کننده است وقتی پلیس رسید.

political analysts called the diplomat a skilled blusterer who avoided war through threats.

تحلیلگران سیاسی دیپلمات را یک خودنمایی‌کننده ماهر خواندند که از طریق تهدید از جنگ اجتناب می‌کرد.

the self-proclaimed expert was exposed as an ignorant blusterer by true professionals.

متخصص خودخوانده به عنوان یک خودنمایی‌کننده بی‌سواد توسط متخصصان واقعی افشا شد.

she dismissed his aggressive posturing as the work of a desperate blusterer.

او رفتار تند و خودنمایی‌کننده او را به عنوان کار یک خودنمایی‌کننده درمانده نادیده گرفت.

the internet troll revealed himself as a petty blusterer when confronted directly.

ترول اینترنت خود را به عنوان یک خودنمایی‌کننده حقیر زمانی که به طور مستقیم روبرو شد، نشان داد.

despite his reputation as a fearsome blusterer, he backed down at the first sign of resistance.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید