flaunt

[ایالات متحده]/flɔːnt/
[بریتانیا]/flɔːnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. خود را نشان دادن; لرزیدن

vi. لاف زدن; لرزیدن

n. خودنمایی; لرزیدن

جملات نمونه

pennants flaunting in the wind.

پرچم‌هایی که در باد به اهتزاز در می‌آیند.

banners flaunting in the breeze

پرچم‌ها با غرور در نسیم به رقص درآمده‌اند.

flout a law; behavior that flouted convention.See Usage Note at flaunt

قانون را نادیده گرفتن؛ رفتاری که خلاف عرف بود. برای اطلاعات بیشتر به بخش 'Usage Note' در مورد 'flaunt' مراجعه کنید.

She flaunted her diamonds.

او الماس‌های خود را به رخ می‌کشید.

newly rich consumers eager to flaunt their prosperity.

مصرف‌کنندگان ثروتمند جدید که مشتاق بودند ثروت خود را به رخ بکشند.

This lawyer Lingam was certainly flaunting it!

وکیل لینگام قطعاً آن را به رخ می‌کشید!

She was flaunting her new fur coat.

او داشت پالتوی پوست جدیدش را به رخ می‌کشید.

flaunts his knowledge.See Synonyms at show

او دانش خود را به نمایش می‌گذارد. برای مترادف‌ها به بخش 'show' مراجعه کنید.

Don’t worry about what other people think! As my grandmother always used to say, ‘if you’ve got it, flaunt it’!

نگران نباشید که مردم چه فکر می‌کنند! همانطور که مادربزرگم همیشه می‌گفت: 'اگر آن را دارید، به رخ بکشید!'

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید