pennants flaunting in the wind.
پرچمهایی که در باد به اهتزاز در میآیند.
banners flaunting in the breeze
پرچمها با غرور در نسیم به رقص درآمدهاند.
flout a law; behavior that flouted convention.See Usage Note at flaunt
قانون را نادیده گرفتن؛ رفتاری که خلاف عرف بود. برای اطلاعات بیشتر به بخش 'Usage Note' در مورد 'flaunt' مراجعه کنید.
She flaunted her diamonds.
او الماسهای خود را به رخ میکشید.
newly rich consumers eager to flaunt their prosperity.
مصرفکنندگان ثروتمند جدید که مشتاق بودند ثروت خود را به رخ بکشند.
This lawyer Lingam was certainly flaunting it!
وکیل لینگام قطعاً آن را به رخ میکشید!
She was flaunting her new fur coat.
او داشت پالتوی پوست جدیدش را به رخ میکشید.
flaunts his knowledge.See Synonyms at show
او دانش خود را به نمایش میگذارد. برای مترادفها به بخش 'show' مراجعه کنید.
Don’t worry about what other people think! As my grandmother always used to say, ‘if you’ve got it, flaunt it’!
نگران نباشید که مردم چه فکر میکنند! همانطور که مادربزرگم همیشه میگفت: 'اگر آن را دارید، به رخ بکشید!'
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید