boatbuilder

[ایالات متحده]/boʊtˈbɪldər/
[بریتانیا]/boʊtˈbɪldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که قایق می‌سازد.

عبارات و ترکیب‌ها

boatbuilder's craft

هنر سازنده‌ی قایق

skilled boatbuilder

قایق‌ساز ماهر

legendary boatbuilder

قایق‌ساز افسانه‌ای

traditional boatbuilder

قایق‌ساز سنتی

boatbuilder's tools

ابزارهای قایق‌ساز

modern boatbuilder

قایق‌ساز مدرن

renowned boatbuilder

قایق‌ساز مشهور

جملات نمونه

the boatbuilder crafted a beautiful sailboat.

صانع قایق‌ها یک قایق بادبانی زیبا ساخت.

many boatbuilders use traditional techniques.

بسیاری از سازندگان قایق از تکنیک‌های سنتی استفاده می‌کنند.

the boatbuilder's workshop was filled with wood shavings.

کارگاه سازنده قایق‌ها پر از تراشه‌های چوب بود.

she learned the trade from her father, a skilled boatbuilder.

او این حرفه را از پدرش، یک سازنده قایق ماهر، یاد گرفت.

the boatbuilder designed a custom yacht for the client.

سازنده قایق‌ها یک قایق تفریحی سفارشی برای مشتری طراحی کرد.

he hopes to become a renowned boatbuilder one day.

او امیدوار است یک روز به یک سازنده قایق مشهور تبدیل شود.

the boatbuilder showcased his latest designs at the exhibition.

سازنده قایق‌ها آخرین طرح‌های خود را در نمایشگاه به نمایش گذاشت.

as a boatbuilder, attention to detail is essential.

به عنوان سازنده قایق، توجه به جزئیات ضروری است.

the boatbuilder received an award for innovation.

سازنده قایق‌ها برای نوآوری جایزه دریافت کرد.

local boatbuilders often collaborate on large projects.

سازندگان قایق‌های محلی اغلب در پروژه‌های بزرگ با هم همکاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید