bobbling

[ایالات متحده]/ˈbɒblɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɑːblɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کوچک، حرکات نامنظم انجام دادن؛ بالا و پایین رفتن؛ چیزی را نگرفتن یا نگه نداشتن، به ویژه یک توپ.

عبارات و ترکیب‌ها

bobbling along

در حال تکان خوردن

bobbling head

سر در حال تکان خوردن

bobbling in agreement

در حال تکان خوردن در نشان دادن موافقت

جملات نمونه

the child was bobbling the ball in the backyard.

کودک در حیاط پشتی داشت توپ را به بالا و پایین می‌برد.

she was bobbling her head to the music.

او داشت با موسیقی سر خود را به بالا و پایین می‌برد.

the bobbling toy caught the dog's attention.

اسباب‌بازی که به بالا و پایین می‌رفت، توجه سگ را جلب کرد.

he kept bobbling his drink as he walked.

او در حالی که راه می‌رفت، نوشیدنی‌اش را به بالا و پایین می‌برد.

the bubbles were bobbling in the water.

حباب‌ها در آب به بالا و پایین می‌رفتند.

she noticed the bobbling leaves in the breeze.

او متوجه برگ‌هایی شد که در نسیم به بالا و پایین می‌رفتند.

the comedian's jokes had everyone bobbling with laughter.

جک‌های کمدین باعث شد همه از خنده به بالا و پایین بروند.

the bobbling animation made the game more fun.

انیمیشن که به بالا و پایین می‌رفت، بازی را سرگرم‌کننده‌تر کرد.

he was bobbling around the dance floor.

او در حال رقص در سالن رقص به بالا و پایین می‌رفت.

the kids were bobbling their heads in excitement.

کودکان از هیجان سر خود را به بالا و پایین می‌بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید