bobby_pins

[ایالات متحده]/['bɒbɪ_pɪnz]/
[بریتانیا]/['bɑbɪ_pɪnz]/

ترجمه

n. یک میله کوچک از فلز یا پلاستیک که برای نگه داشتن مو استفاده می‌شود.

جملات نمونه

she used bobby pins to keep her hair in place.

او از چرخچه‌های مو برای نگه داشتن موی خود استفاده کرد.

i need more bobby pins because i lost several yesterday.

من نیاز به چرخچه‌های مو بیشتری دارم چون چند تا را دیروز از دست دادم.

the bobby pins scattered across the bathroom floor.

چرخچه‌های مو در سراسر زمین حمام پراشیده بودند.

she bought a new box of bobby pins at the store.

او یک جعبه جدید چرخچه‌های مو را از فروشگاه خرید.

bobby pins are essential for updos and ponytails.

چرخچه‌های مو برای سرپوش‌های بالا و دم‌های مو ضروری هستند.

the black bobby pins matched her hair perfectly.

چرخچه‌های مو سیاه با موی او کاملاً مطابقت داشت.

keep bobby pins in your purse for quick hair fixes.

چرخچه‌های مو را در گیتی خود نگه دارید تا بتوانید به سرعت مشکلات مو را حل کنید.

she secured the bun with several bobby pins.

او با چند چرخچه‌ی مو گره مو را محکم کرد.

my daughter loves playing with colorful bobby pins.

دочка من دوست دارد با چرخچه‌های مو رنگارنگ بازی کند.

the bobby pins kept falling out of her loose braid.

چرخچه‌های مو مدام از گره موی آزاد او پرت می‌شدند.

i found bobby pins stuck in the carpet yesterday.

من دیروز چرخچه‌های مو را در کفپوشه یافتم.

she organizes her bobby pins by color in a small container.

او چرخچه‌های مو خود را در یک ظرف کوچک با توجه به رنگ‌ها سازماندهی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید