bobsled

[ایالات متحده]/ˈbɒbsled/
[بریتانیا]/ˈbɑːbsled/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سورتمه که در یک ورزش زمستانی استفاده می‌شود و دو یا چهار نفر با سرعت بالا در یک پیست یخی سرازیر می‌شوند
v. در یک سورتمه مسابقه دادن
Word Forms
جمعbobsleds

عبارات و ترکیب‌ها

bobsled team

تیم اسنوبرد

bobsled competition

مسابقه اسنوبرد

bobsled run

پیست اسنوبرد

bobsledding enthusiast

عاشق اسنوبرد

fast bobsled

اسنوبرد سریع

bobsled crash

تصادف اسنوبرد

bobsled history

تاریخچه اسنوبرد

bobsled olympic event

رویداد المپیک اسنوبرد

جملات نمونه

the bobsled team trained hard for the upcoming competition.

تیم اسنوبرد سخت برای مسابقات آتی تمرین کردند.

she loves watching bobsled races during the winter olympics.

او عاشق تماشای مسابقات اسنوبرد در المپیک زمستانی است.

the bobsled slid down the icy track with incredible speed.

اسنوبرد با سرعت باورنکردنی در مسیر یخی پایین آمد.

he is a skilled bobsled driver with years of experience.

او یک راننده اسنوبرد ماهر با سال‌ها تجربه است.

the bobsled event requires teamwork and precision.

مسابقه اسنوبرد به کار گروهی و دقت نیاز دارد.

they won a gold medal in the four-man bobsled category.

آنها مدال طلا را در دسته چهار نفره اسنوبرد بردند.

many countries participate in the bobsled championship each year.

هر سال بسیاری از کشورها در مسابقات قهرمانی اسنوبرد شرکت می‌کنند.

training for bobsledding can be physically demanding.

تمرین برای اسنوبرد می‌تواند از نظر جسمی طاقت‌فرسا باشد.

they built a new bobsled track to host international competitions.

آنها یک مسیر جدید اسنوبرد برای میزبانی مسابقات بین‌المللی ساختند.

watching the bobsled teams compete is thrilling and exciting.

تماشای رقابت تیم‌های اسنوبرد هیجان‌انگیز و جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید