bobsleds

[ایالات متحده]/ˈbɒbsledz/
[بریتانیا]/ˈbɑːbsledz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بوب‌سled

عبارات و ترکیب‌ها

bobsleds racing

مسابقات بوب‌سلد

olympic bobsleds

بوب‌سلد المپیک

fast bobsleds

بوب‌سلد‌های سریع

bobsled track

پیست بوب‌سلد

bobsled team

تیم بوب‌سلد

ride in bobsleds

سواری در بوب‌سلد

bobsled competition

مسابقه بوب‌سلد

history of bobsleds

تاریخچه بوب‌سلد

danger of bobsleds

خطر بوب‌سلد

جملات نمونه

bobsleds race down the icy track at high speeds.

اسکلت‌سواری‌ها با سرعت بالا در پیست یخی به پایین می‌روند.

the team practiced with their bobsleds every weekend.

تیم هر هفته‌ تمام هفته‌ها با اسکلت‌سواری‌های خود تمرین می‌کردند.

he dreams of competing in the bobsled championships.

او رویای شرکت در مسابقات اسکلت‌سواری را دارد.

they designed new bobsleds for the upcoming olympics.

آنها اسکلت‌سواری‌های جدیدی را برای المپیک آینده طراحی کردند.

bobsleds require precise engineering for optimal performance.

اسکلت‌سواری‌ها برای عملکرد بهینه به مهندسی دقیق نیاز دارند.

winter sports enthusiasts often enjoy watching bobsleds.

علاقه‌مندان به ورزش‌های زمستانی اغلب از تماشای اسکلت‌سواری‌ها لذت می‌برند.

they took a thrilling ride on the bobsleds during their vacation.

آنها یک سفر هیجان‌انگیز با اسکلت‌سواری‌ها در تعطیلات خود داشتند.

learning to steer bobsleds can be challenging for beginners.

یادگیری رانندگی اسکلت‌سواری‌ها می‌تواند برای مبتدیان چالش‌برانگیز باشد.

the bobsleds were built to withstand extreme cold.

اسکلت‌سواری‌ها برای مقاومت در برابر سرما شدید ساخته شده‌اند.

she was thrilled to ride in a bobsled for the first time.

او از سوار شدن به اسکلت‌سواری برای اولین بار هیجان‌زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید