bobsleighs

[ایالات متحده]/bɒbzliːz/
[بریتانیا]/ˈbɑːzbliz/

ترجمه

n. جمع بوب‌اسلاید

عبارات و ترکیب‌ها

bobsleighs racing

مسابقات بobsleigh

جملات نمونه

bobsleighs are a thrilling winter sport.

اسنوبردها یک ورزش زمستانی هیجان انگیز هستند.

many countries compete in bobsleigh events.

بسیاری از کشورها در مسابقات اسنوبرد شرکت می کنند.

he enjoys watching bobsleigh races on television.

او از تماشای مسابقات اسنوبرد در تلویزیون لذت می برد.

bobsleighs require teamwork and precision.

اسنوبردها به کار گروهی و دقت نیاز دارند.

she dreams of competing in bobsleigh competitions.

او رویای شرکت در مسابقات اسنوبرد را دارد.

the olympic bobsleigh track is very challenging.

مسیر اسنوبرد المپیک بسیار چالش برانگیز است.

they train hard to master bobsleigh techniques.

آنها سخت تمرین می کنند تا تکنیک های اسنوبرد را به دست آورند.

bobsleighs can reach high speeds during races.

اسنوبردها می توانند در طول مسابقات به سرعت های بالایی برسند.

many athletes switch to bobsleigh after luge.

بسیاری از ورزشکاران پس از لوژ به اسنوبرد می روند.

he built a model of a bobsleigh for the school project.

او یک مدل از اسنوبرد برای پروژه مدرسه ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید