bocci

[ایالات متحده]/ˈbɒtʃiː/
[بریتانیا]/ˈbɑːtʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بازی چمنی ایتالیایی که در آن توپ‌ها به سمت توپ هدف کوچکتر پرتاب می‌شوند
Word Forms
جمعboccis

عبارات و ترکیب‌ها

play bocci

بازی با بوچی

bocci court

زمین بوچی

bocci balls

توپ‌های بوچی

bocci game

بازی بوچی

bocci champion

قهرمان بوچی

bocci tournament

تورنمنت بوچی

جملات نمونه

we played a game of bocci in the park.

ما یک بازی بَکّی در پارک انجام دادیم.

bocci is a fun sport for all ages.

بَکّی یک ورزش سرگرم‌کننده برای همه سنین است.

he practices bocci every weekend.

او هر آخر هفته بَکّی تمرین می‌کند.

they organized a bocci tournament.

آنها یک مسابقه بَکّی برگزار کردند.

learning the rules of bocci is easy.

یادگیری قوانین بَکّی آسان است.

she enjoys watching bocci matches on tv.

او از تماشای مسابقات بَکّی در تلویزیون لذت می‌برد.

bocci can be played on various surfaces.

می‌توان بَکّی را روی سطوح مختلف انجام داد.

they invited friends over for a bocci night.

آنها برای یک شب بَکّی دوستان را دعوت کردند.

good strategy is important in bocci.

یک استراتژی خوب در بَکّی مهم است.

we need to buy new bocci balls.

ما باید توپ‌های بَکّی جدید بخریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید