bodices

[ایالات متحده]/ˈbɒdɪsiz/
[بریتانیا]/ˈbɑːdəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع bodice. قسمت بالایی متناسب لباس یا پیراهن زنانه.

عبارات و ترکیب‌ها

bodices laced tightly

سینه بندهای تنگ و چسبان

flowing bodices

سینه بندهای روان

corsets and bodices

کورسه‌ها و سینه بندها

bodices of silk

سینه بندهای ابریشمی

ancient bodices

سینه بندهای باستانی

elaborate bodices

سینه بندهای پیچیده

layered bodices

سینه بندهای لایه‌دار

colorful bodices

سینه بندهای رنگارنگ

جملات نمونه

she designed beautiful bodices for the wedding dresses.

او طرح‌های زیبا برای لباس‌های عروس طراحی کرد.

the bodices of these gowns are intricately embroidered.

تاج‌الدین این لباس‌ها به طرز پیچیده‌ای گلدوزی شده‌اند.

he admired the vintage bodices displayed in the museum.

او لباس‌های قدیمی نمایش داده شده در موزه را تحسین کرد.

fashion designers often focus on the fit of bodices.

طراحان مد اغلب بر تناسب لباس‌ها تمرکز می‌کنند.

she prefers bodices that provide good support.

او ترجیح می‌دهد لباس‌هایی که پشتیبانی خوبی ارائه می‌دهند.

the bodices were made from luxurious silk fabric.

این لباس‌ها از پارچه ابریشم لوکس ساخته شده بودند.

they chose bodices with intricate lace detailing.

آنها لباس‌هایی با جزئیات گلدوزی پیچیده انتخاب کردند.

many historical costumes feature elaborate bodices.

بسیاری از لباس‌های تاریخی دارای لباس‌های پیچیده هستند.

she learned how to sew bodices during her fashion course.

او در طول دوره مد خود یاد گرفت که چگونه لباس بدوزد.

the bodices accentuated the models' figures beautifully.

این لباس‌ها به زیبایی اندام مدل‌ها را برجسته می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید