bods

[ایالات متحده]/bɒdz/
[بریتانیا]/bɑːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع bod، انگلیسی غیررسمی بریتانیایی برای 'body'

عبارات و ترکیب‌ها

lots of bods

تعداد زیاد افراد

compare bods

مقایسه افراد

fit bods

افراد ورزشی

bods and brains

بدن و مغز

beach bod goals

اهداف بدن ساحلی

جملات نمونه

bods can be quite expressive in their movements.

حرکات آن‌ها می‌توانند بسیار پرمعنا باشند.

many fitness enthusiasts focus on building strong bods.

بسیاری از علاقه‌مندان به تناسب اندام بر روی ساختن بدن‌های قوی تمرکز می‌کنند.

she works hard to maintain her bod.

او سخت تلاش می‌کند تا بدنش را حفظ کند.

having well-toned bods is a common goal for athletes.

داشتن بدن‌های خوش‌فرم، یک هدف رایج برای ورزشکاران است.

he often compares his bod to those of professional models.

او اغلب بدنش را با بدن مدل‌های حرفه‌ای مقایسه می‌کند.

many people admire the bods of bodybuilders.

بسیاری از مردم به بدن بدنسازان احترام می‌گذارند.

she dresses her bod in stylish outfits.

او بدنش را با لباس‌های شیک پوشش می‌دهد.

healthy diets contribute to better bods.

رژیم‌های غذایی سالم به داشتن بدن‌های بهتر کمک می‌کنند.

they often share tips on how to achieve perfect bods.

آن‌ها اغلب نکاتی را در مورد نحوه دستیابی به بدن‌های بی‌نقص به اشتراک می‌گذارند.

fitness classes can help you improve your bod.

کلاس‌های تناسب اندام می‌توانند به شما در بهبود بدنتان کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید