bogeys

[ایالات متحده]/ˈbɒɡɪz/
[بریتانیا]/ˈboʊɡiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بوگی، هیولاهای خیالی یا چیزهای ترسناک

عبارات و ترکیب‌ها

bogeyman

بابای فضایی

chase the bogeys

تعقیب بوجی‌ها

bogey of inflation

تهدید تورم

raise the bogeys

افزایش بوجی‌ها

جملات نمونه

he was worried about the bogeys in his closet.

او نگران موجودات خیالی در کمدش بود.

the children were frightened by the bogeys under the bed.

کودکان از موجودات خیالی زیر تخت می‌ترسیدند.

in the game, you must avoid the bogeys to win.

در بازی، برای برنده شدن باید از موجودات خیالی دوری کنید.

the coach told the players to focus on their bogeys.

مربی به بازیکنان گفت که روی موجودات خیالی خود تمرکز کنند.

she often uses bogeys as a metaphor for her fears.

او اغلب از موجودات خیالی به عنوان استعاره‌ای برای ترس‌هایش استفاده می‌کند.

the movie featured a scene with scary bogeys.

در فیلم صحنه‌ای با موجودات خیالی ترسناک وجود داشت.

he laughed off the bogeys that haunted his childhood.

او با خنده و مسخرگی، موجودات خیالی که دوران کودکی‌اش را آزار می‌دادند، کنار گذاشت.

she told her kids that bogeys are just make-believe.

او به بچه‌هایش گفت که موجودات خیالی فقط یک تصور هستند.

the bogeys in the dark made him uneasy.

موجودات خیالی در تاریکی او را مضطرب می‌کرد.

they decided to face their bogeys together.

آنها تصمیم گرفتند با هم با موجودات خیالی خود روبرو شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید