boiled

[ایالات متحده]/bɔild/
[بریتانیا]/bɔɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به نقطه‌ای که حباب بزند یا بخار کند؛ پخته شده
v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی "boil"

عبارات و ترکیب‌ها

boiled eggs

تخم مرغ آب پز

boiled vegetables

سبزیجات آب پز

boiled rice

برنج آب پز

boiled chicken

مرغ آب پز

boiled potatoes

سیب زمینی آب پز

boiled water

آب جوش

boiled noodles

نودل آب پز

boiled seafood

موج ودستى آب پز

boiled egg

تخم مرغ آب پز

plain boiled water

آب جوش ساده

boiled fish

ماهی آب پز

boiled dumpling

دامپلینگ آب پز

جملات نمونه

boiled down the complex document.

سند پیچیده را به سادگی خلاصه کرد.

She boiled with resentment.

او از کینه جوشید.

The water boiled away.

آب تبخیر شد.

Peter boiled the kettle.

پیتر کتری را جوشاند.

The Mediterranean Sea boiled with the storm.

دریاچه مدیترانه با طوفان به جوش آمد.

You've boiled these vegetables too long; you've boiled them to a pulp.

شما این سبزیجات را بیش از حد جوشاندید؛ آنها را به پالپ تبدیل کردید.

She boiled lotus-roots in soy.

او ریشه های لوتوس را در سویا جوشاند.

everything boiled down to cash in the end.

در نهایت همه چیز به پول نقد رسید.

one woman's anger boiled over.

خشم یک زن سرریز شد.

hard-boiled, in-your-face action thrillers.

فیلم‌های اکشن هیجان‌انگیز خشن و بی‌پرده.

The water has all boiled away.

همه آبها تبخیر شده اند.

and boiled in the body, two fierce boilings.

و در بدن جوشید، دو جوش شدید.

The argument boiled over into open war.

بحث به جنگ آشکار تبدیل شد.

The water all boiled dry.

همه آبها خشک شدند.

He boiled her an egg.

او برایش تخم مرغ آب پز کرد.

The soup has to be boiled down.

سوپ باید غلیظ شود.

Lava boiled up from the crater of the volcano.

گدازه از دهانه آتشفشان فوران کرد.

The stew must be boiled up before serving.

خورش باید قبل از سرویس جوشیده شود.

نمونه‌های واقعی

Forget hard boiled, we're talking frozen solid.

فراموش کنید آب‌پز، ما در مورد یخ‌زده صحبت می‌کنیم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Do you want the milk to be boiled?

آیا می‌خواهید شیر جوشانده شود؟

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

The fish is tasty enough after simply being boiled.

ماهی بعد از آب‌پز کردن به اندازه کافی خوشمزه است.

منبع: A Bite of China Season 1

[Mike] Right, so the kettle that I just boiled.

[مایک] درست است، پس کتری که همین الان جوشاند.

منبع: Gourmet Base

All ready, Mrs. Patmore, if the water's boiled.

آماده‌اید، خانم پاتمور، اگر آب جوشیده باشد.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

In 60 seconds, the boiled noodles were frozen stiff.

در 60 ثانیه، رشته‌های پخته شده یخ زده بودند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

We've melted it and now we've boiled it.

ما آن را آب کرده‌ایم و اکنون آن را جوشانده‌ایم.

منبع: Gourmet Base

Inside, they sat down as Laochen boiled water for tea.

درون، آنها نشستند در حالی که لائوچن برای چای آب می‌جوشاند.

منبع: Journey to the West

Syrian coffee traditionally boiled in heated sands is a specialty.

قهوه سوری که به طور سنتی در ماسه‌های داغ جوشانده می‌شود، یک غذای خاص است.

منبع: VOA Video Highlights

And of course, he made sure all his drinks and food were thoroughly boiled.

و البته، مطمئن شد که تمام نوشیدنی‌ها و غذاهایش به طور کامل جوشانده شده‌اند.

منبع: Smart Life Encyclopedia

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید