boilies

[ایالات متحده]/ˈbɔɪliz/
[بریتانیا]/ˈbɔɪliz/

ترجمه

n. گویه‌های کوچک، سخت و سخت‌پخته‌ای که در ماهیگیری استفاده می‌شود، به ویژه برای ماهی‌های کپ.

عبارات و ترکیب‌ها

fish with boilies

ماهی با بولی

homemade boilies

بولی‌های ساخته شده در خانه

boilies and pellets

بولی‌ها و گرانول‌ها

flavored boilies

بولی‌های مزه‌دار

pop-up boilies

بولی‌های پاپ آپ

sinking boilies

بولی‌های غوطه‌ور

fresh boilies

بولی‌های تازه

frozen boilies

بولی‌های یخ‌زده

free lined boilies

بولی‌های خط‌بندی شده

hair rigged boilies

بولی‌های با کرک‌های مو

جملات نمونه

i use homemade boilies as bait to catch carp in the lake.

من از بولی‌های خانگی برای جذب کپر در دریاچه استفاده می‌کنم.

the boilie mix contains corn flour and bird food.

مخلوط بولی شامل دانه‌های ذرت و غذای پرندگان است.

he prefers fruity boilie flavors for his fishing trips.

او به طعم‌های میوه‌ای بولی برای سفرهای صیدش ترجیح می‌دهد.

we attached the boilie to the hook using a hair rig.

ما بولی را به گوشه‌ای با استفاده از یک سیستم مو پیچیدیم.

fresh boilies work better than old ones.

بولی‌های تازه نسبت به قدیمی‌ترها بهتر کار می‌کنند.

my friend taught me a simple boilie recipe.

دوست من به من یک رецیپت ساده بولی آموزش داد.

the carp were attracted to the sweet boilie bait.

کپرها به وسیله‌ی بولی شیرین جذب شدند.

i bought commercial boilies from the fishing shop.

من بولی‌های تجاری را از فروشگاه صید خریدم.

she makes her own boilie paste for carp fishing.

او پسته‌ی بولی خود را برای صید کپر می‌سازد.

the boilie rig is easy to set up for beginners.

سیستم بولی برای مبتدی‌ها ساده است.

different boilie colors attract different fish.

رنگ‌های مختلف بولی ماهی‌های مختلف را جذب می‌کنند.

boilies can be stored in the freezer for months.

بولی‌ها می‌توانند به مدت ماه‌ها در یخچال نگهداری شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید