riskier investment
سرمایهگذاری پرریسکتر
much riskier
بسیار پرریسکتر
becoming riskier
در حال پرریسکتر شدن
far riskier
خیلی پرریسکتر
riskier option
گزینهی پرریسکتر
considerably riskier
به طور قابل توجهی پرریسکتر
riskier path
مسیر پرریسکتر
inherently riskier
ذاتا پرریسکتر
seem riskier
پرریسکتر به نظر برسد
riskier business
کسب و کار پرریسکتر
investing in startups is generally riskier than established companies.
سرمایهگذاری در استارتآپها معمولاً از شرکتهای شناختهشده ریسک بیشتری دارد.
the patient's condition made the surgery a riskier option.
وضعیت بیمار، جراحی را به یک گزینه پرریسکتر تبدیل کرد.
taking a riskier route could save us some time.
انتخاب یک مسیر پرریسکتر میتواند در زمان ما صرفهجویی کند.
he made a riskier bet hoping for a large payoff.
او با این امید که سود زیادی کسب کند، یک شرط پرریسکتر انجام داد.
the company is exploring riskier markets for growth.
شرکت در حال بررسی بازارهای پرریسکتر برای رشد است.
it's a riskier strategy, but it could yield higher returns.
این یک استراتژی پرریسکتر است، اما میتواند بازدهی بالاتری داشته باشد.
driving at night is riskier, especially in bad weather.
رانندگی در شب پرریسکتر است، به خصوص در هوای بد.
the new product launch involved riskier marketing techniques.
راهاندازی محصول جدید شامل تکنیکهای بازاریابی پرریسکتر بود.
he's known for taking riskier chances in his career.
او به خاطر گرفتن شانسهای پرریسکتر در حرفهاش شناخته شده است.
the project presented riskier challenges than initially anticipated.
این پروژه چالشهای پرریسکتری را نسبت به آنچه در ابتدا پیشبینی میشد، ارائه داد.
choosing a riskier investment can be rewarding if successful.
انتخاب یک سرمایهگذاری پرریسکتر میتواند در صورت موفقیتآمیز بودن، پاداشدهنده باشد.
riskier investment
سرمایهگذاری پرریسکتر
much riskier
بسیار پرریسکتر
becoming riskier
در حال پرریسکتر شدن
far riskier
خیلی پرریسکتر
riskier option
گزینهی پرریسکتر
considerably riskier
به طور قابل توجهی پرریسکتر
riskier path
مسیر پرریسکتر
inherently riskier
ذاتا پرریسکتر
seem riskier
پرریسکتر به نظر برسد
riskier business
کسب و کار پرریسکتر
investing in startups is generally riskier than established companies.
سرمایهگذاری در استارتآپها معمولاً از شرکتهای شناختهشده ریسک بیشتری دارد.
the patient's condition made the surgery a riskier option.
وضعیت بیمار، جراحی را به یک گزینه پرریسکتر تبدیل کرد.
taking a riskier route could save us some time.
انتخاب یک مسیر پرریسکتر میتواند در زمان ما صرفهجویی کند.
he made a riskier bet hoping for a large payoff.
او با این امید که سود زیادی کسب کند، یک شرط پرریسکتر انجام داد.
the company is exploring riskier markets for growth.
شرکت در حال بررسی بازارهای پرریسکتر برای رشد است.
it's a riskier strategy, but it could yield higher returns.
این یک استراتژی پرریسکتر است، اما میتواند بازدهی بالاتری داشته باشد.
driving at night is riskier, especially in bad weather.
رانندگی در شب پرریسکتر است، به خصوص در هوای بد.
the new product launch involved riskier marketing techniques.
راهاندازی محصول جدید شامل تکنیکهای بازاریابی پرریسکتر بود.
he's known for taking riskier chances in his career.
او به خاطر گرفتن شانسهای پرریسکتر در حرفهاش شناخته شده است.
the project presented riskier challenges than initially anticipated.
این پروژه چالشهای پرریسکتری را نسبت به آنچه در ابتدا پیشبینی میشد، ارائه داد.
choosing a riskier investment can be rewarding if successful.
انتخاب یک سرمایهگذاری پرریسکتر میتواند در صورت موفقیتآمیز بودن، پاداشدهنده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید