bondsman

[ایالات متحده]/'bɒn(d)zmən/
[بریتانیا]/ˈbɑndzmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضامن شخصی که با وثیقه آزاد شده است
Word Forms
جمعbondsmen

جملات نمونه

- Yeah!|- The legendary bail bondsman.

- آره!|- افسانه ای وثیقه گذار.

The bondsman posted bail for the defendant.

وثیقه برای متهم توسط کارگزار وثیقه گذاشته شد.

He worked as a bondsman for many years.

او سال‌ها به عنوان کارگزار وثیقه کار می‌کرد.

The bondsman assured the court that the defendant would not flee.

کارگزار وثیقه به دادگاه اطمینان داد که متهم فرار نخواهد کرد.

The bondsman was responsible for ensuring the defendant appeared in court.

کارگزار وثیقه مسئول اطمینان از حضور متهم در دادگاه بود.

The bondsman was authorized to take the defendant into custody if necessary.

در صورت لزوم، کارگزار وثیقه مجاز به بازداشت متهم بود.

The bondsman's job is to guarantee the defendant's presence at trial.

وظیفه کارگزار وثیقه تضمین حضور متهم در دادگاه است.

The defendant's family hired a bondsman to secure his release.

خانواده متهم یک کارگزار وثیقه استخدام کرد تا آزادی او را تضمین کند.

The bondsman accepted collateral in exchange for posting bail.

کارگزار وثیقه در ازای وثیقه، وثیقه‌هایی را دریافت کرد.

The bondsman was held liable for the defendant's actions while on bail.

کارگزار وثیقه در قبال اقدامات متهم در زمان وثیقه مسئول بود.

The bondsman's reputation was crucial in securing bail for clients.

شهرت کارگزار وثیقه در گرفتن وثیقه برای مشتریان بسیار مهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید