| جمع | bondswomen |
bondswoman's duty
وظیفه زن برده
a woman bondswoman
زن برده
bondswoman's life
زندگی زن برده
former bondswoman
زن برده سابق
escaped bondswoman
زن برده فراری
bondswoman's freedom
آزادی زن برده
the bondswoman's plight
وضعیت غم انگیز زن برده
bondswoman's story
داستان زن برده
the bondswoman worked tirelessly to support her family.
زن وثیقه بدون خستگی فراوان برای حمایت از خانوادهاش تلاش میکرد.
in the past, a bondswoman had limited rights.
در گذشته، یک زن وثیقه حقوق محدودی داشت.
the bondswoman was respected in her community.
زن وثیقه در جامعه مورد احترام بود.
she decided to become a bondswoman to help others.
او تصمیم گرفت تا به دیگران کمک کند، به یک زن وثیقه تبدیل شود.
the bondswoman explained the legal process to her clients.
زن وثیقه فرآیند قانونی را برای مراجعان خود توضیح داد.
as a bondswoman, she had to navigate complex regulations.
به عنوان یک زن وثیقه، او باید قوانین پیچیده را درک میکرد.
the bondswoman formed strong relationships with her clients.
زن وثیقه روابط قوی با مراجعان خود برقرار کرد.
many bondswomen face challenges in their profession.
بسیاری از زنان وثیقه با چالشهایی در شغل خود روبرو هستند.
the bondswoman provided emotional support to those in need.
زن وثیقه از نظر عاطفی از کسانی که به آن نیاز داشتند حمایت میکرد.
her experience as a bondswoman made her a valuable mentor.
تجربه او به عنوان یک زن وثیقه او را به یک مربی ارزشمند تبدیل کرد.
bondswoman's duty
وظیفه زن برده
a woman bondswoman
زن برده
bondswoman's life
زندگی زن برده
former bondswoman
زن برده سابق
escaped bondswoman
زن برده فراری
bondswoman's freedom
آزادی زن برده
the bondswoman's plight
وضعیت غم انگیز زن برده
bondswoman's story
داستان زن برده
the bondswoman worked tirelessly to support her family.
زن وثیقه بدون خستگی فراوان برای حمایت از خانوادهاش تلاش میکرد.
in the past, a bondswoman had limited rights.
در گذشته، یک زن وثیقه حقوق محدودی داشت.
the bondswoman was respected in her community.
زن وثیقه در جامعه مورد احترام بود.
she decided to become a bondswoman to help others.
او تصمیم گرفت تا به دیگران کمک کند، به یک زن وثیقه تبدیل شود.
the bondswoman explained the legal process to her clients.
زن وثیقه فرآیند قانونی را برای مراجعان خود توضیح داد.
as a bondswoman, she had to navigate complex regulations.
به عنوان یک زن وثیقه، او باید قوانین پیچیده را درک میکرد.
the bondswoman formed strong relationships with her clients.
زن وثیقه روابط قوی با مراجعان خود برقرار کرد.
many bondswomen face challenges in their profession.
بسیاری از زنان وثیقه با چالشهایی در شغل خود روبرو هستند.
the bondswoman provided emotional support to those in need.
زن وثیقه از نظر عاطفی از کسانی که به آن نیاز داشتند حمایت میکرد.
her experience as a bondswoman made her a valuable mentor.
تجربه او به عنوان یک زن وثیقه او را به یک مربی ارزشمند تبدیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید