deboning

[ایالات متحده]/[ˈdiːbɒnɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈdiːbɒnɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.从肉中去骨的过程;从 carcass 中去骨的行为。
v.从(肉中)去骨;去 carcass 的骨。

عبارات و ترکیب‌ها

deboning chicken

استخوان‌گیری مرغ

deboning process

فرآیند استخوان‌گیری

deboning station

ایستگاه استخوان‌گیری

deboning line

خط استخوان‌گیری

deboning knife

چاقوی استخوان‌گیری

deboning area

منطقه استخوان‌گیری

deboning table

میز استخوان‌گیری

deboning meat

گوشت استخوان‌گیری شده

deboning work

کار استخوان‌گیری

جملات نمونه

the butcher skillfully performed the deboning of the chicken.

کارگر گوشت‌فروش با مهارت استخوان‌زدن مرغ را انجام داد.

deboning fish can be a messy but rewarding process.

استخوان‌زدن ماهی می‌تواند فرآیندی آشفته اما پاداش‌دهنده باشد.

careful deboning ensures a more appealing presentation.

استخوان‌زدن دقیق، ارائه‌ای جذاب‌تر را تضمین می‌کند.

she practiced deboning a turkey for thanksgiving dinner.

او برای شکرگزاری شام، استخوان‌زدن بوقلمون را تمرین کرد.

the restaurant requires precise deboning for their signature dish.

رستوران برای غذای امضای خود به استخوان‌زدن دقیق نیاز دارد.

deboning the salmon allowed for easier portioning.

استخوان‌زدن سالمون امکان بخش‌بندی آسان‌تری را فراهم کرد.

he demonstrated the proper technique for deboning a duck.

او تکنیک صحیح استخوان‌زدن اردک را به نمایش گذاشت.

efficient deboning saves time and labor costs.

استخوان‌زدن کارآمد زمان و هزینه‌های نیروی کار را صرفه‌جویی می‌کند.

the deboning station was well-equipped with tools.

ایستگاه استخوان‌زدن با ابزارها به خوبی مجهز بود.

after deboning, the meat was ready for marinating.

پس از استخوان‌زدن، گوشت برای مزه‌دار کردن آماده بود.

they use specialized machines for automated deboning.

آن‌ها از ماشین‌آلات تخصصی برای استخوان‌زدن خودکار استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید