deboning chicken
استخوانگیری مرغ
deboning process
فرآیند استخوانگیری
deboning station
ایستگاه استخوانگیری
deboning line
خط استخوانگیری
deboning knife
چاقوی استخوانگیری
deboning area
منطقه استخوانگیری
deboning table
میز استخوانگیری
deboning meat
گوشت استخوانگیری شده
deboning work
کار استخوانگیری
the butcher skillfully performed the deboning of the chicken.
کارگر گوشتفروش با مهارت استخوانزدن مرغ را انجام داد.
deboning fish can be a messy but rewarding process.
استخوانزدن ماهی میتواند فرآیندی آشفته اما پاداشدهنده باشد.
careful deboning ensures a more appealing presentation.
استخوانزدن دقیق، ارائهای جذابتر را تضمین میکند.
she practiced deboning a turkey for thanksgiving dinner.
او برای شکرگزاری شام، استخوانزدن بوقلمون را تمرین کرد.
the restaurant requires precise deboning for their signature dish.
رستوران برای غذای امضای خود به استخوانزدن دقیق نیاز دارد.
deboning the salmon allowed for easier portioning.
استخوانزدن سالمون امکان بخشبندی آسانتری را فراهم کرد.
he demonstrated the proper technique for deboning a duck.
او تکنیک صحیح استخوانزدن اردک را به نمایش گذاشت.
efficient deboning saves time and labor costs.
استخوانزدن کارآمد زمان و هزینههای نیروی کار را صرفهجویی میکند.
the deboning station was well-equipped with tools.
ایستگاه استخوانزدن با ابزارها به خوبی مجهز بود.
after deboning, the meat was ready for marinating.
پس از استخوانزدن، گوشت برای مزهدار کردن آماده بود.
they use specialized machines for automated deboning.
آنها از ماشینآلات تخصصی برای استخوانزدن خودکار استفاده میکنند.
deboning chicken
استخوانگیری مرغ
deboning process
فرآیند استخوانگیری
deboning station
ایستگاه استخوانگیری
deboning line
خط استخوانگیری
deboning knife
چاقوی استخوانگیری
deboning area
منطقه استخوانگیری
deboning table
میز استخوانگیری
deboning meat
گوشت استخوانگیری شده
deboning work
کار استخوانگیری
the butcher skillfully performed the deboning of the chicken.
کارگر گوشتفروش با مهارت استخوانزدن مرغ را انجام داد.
deboning fish can be a messy but rewarding process.
استخوانزدن ماهی میتواند فرآیندی آشفته اما پاداشدهنده باشد.
careful deboning ensures a more appealing presentation.
استخوانزدن دقیق، ارائهای جذابتر را تضمین میکند.
she practiced deboning a turkey for thanksgiving dinner.
او برای شکرگزاری شام، استخوانزدن بوقلمون را تمرین کرد.
the restaurant requires precise deboning for their signature dish.
رستوران برای غذای امضای خود به استخوانزدن دقیق نیاز دارد.
deboning the salmon allowed for easier portioning.
استخوانزدن سالمون امکان بخشبندی آسانتری را فراهم کرد.
he demonstrated the proper technique for deboning a duck.
او تکنیک صحیح استخوانزدن اردک را به نمایش گذاشت.
efficient deboning saves time and labor costs.
استخوانزدن کارآمد زمان و هزینههای نیروی کار را صرفهجویی میکند.
the deboning station was well-equipped with tools.
ایستگاه استخوانزدن با ابزارها به خوبی مجهز بود.
after deboning, the meat was ready for marinating.
پس از استخوانزدن، گوشت برای مزهدار کردن آماده بود.
they use specialized machines for automated deboning.
آنها از ماشینآلات تخصصی برای استخوانزدن خودکار استفاده میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید