bonnets

[ایالات متحده]/ˈbɒnəts/
[بریتانیا]/ˈbɑːnəts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کلاه، معمولاً کلاهی نرم با تاج گرد و لبه‌ای که اغلب زیر چانه بسته می‌شود؛ جمع bonnet؛ پوششی برای دودکش یا ساختار دیگر؛ نوعی کلاه تخت و عریض که مردان در اسکاتلند می‌پوشند؛ هر نوع کلاهی که توسط یک زن پوشیده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bonnets for babies

کلاه نمدی برای نوزادان

pull off bonnets

برداشتن کلاه نمدی

vintage bonnets

کلاه های نمدی قدیمی

bonnet fashion show

نمایش مد کلاه نمدی

جملات نمونه

she wore a beautiful bonnet to the garden party.

او یک کلاه زیبا به مهمانی باغ پوشید.

many children wore colorful bonnets during the easter parade.

بسیاری از کودکان در رژه عید پاک کلاه‌های رنگارنگ پوشیدند.

the vintage shop sells various styles of bonnets.

فروشگاه عتیقه سبک‌های مختلف کلاه را می‌فروشد.

she knitted bonnets for the babies in the orphanage.

او برای نوزادان در یتیم‌خانه کلاه بافت.

in the past, bonnets were a common fashion accessory for women.

در گذشته، کلاه‌ها یک لوازم جانبی رایج برای زنان بودند.

the old photograph showed women in bonnets and long dresses.

عکس قدیمی زنانی را با کلاه و لباس‌های بلند نشان داد.

bonnet styles vary greatly from region to region.

سبک‌های کلاه از منطقه به منطقه بسیار متفاوت است.

she decorated her bonnet with flowers and ribbons.

او کلاه خود را با گل و روبان تزئین کرد.

the bonnet has become a symbol of traditional fashion.

کلاه به نمادی از مد سنتی تبدیل شده است.

he admired the intricate designs on her bonnet.

او طرح‌های پیچیده روی کلاه او را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید