boob

[ایالات متحده]/buːb/
[بریتانیا]/bub/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک احمق، یک نادان

vi. مرتکب یک اشتباه احمقانه یا احمقانه شدن

عبارات و ترکیب‌ها

boob tube

لوله سینه

جملات نمونه

librarians are scrambling for ways to compete with the boob tube.

کتابداران در تلاشند تا راهی برای رقابت با تلویزیون پیدا کنند.

She felt a sharp pain in her left boob.

او درد شدیدی در سینه چپ خود احساس کرد.

He accidentally elbowed her in the boob.

او به طور تصادفی به سینه او ضربه زد.

She wore a tight dress that accentuated her boobs.

او لباسی تنگ پوشیده بود که سینه هایش را برجسته می کرد.

She got a boob job last year.

او سال گذشته عمل زیبایی سینه انجام داد.

He couldn't stop staring at her boobs.

او نمی توانست از نگاه کردن به سینه هایش دست بردارد.

She felt self-conscious about her small boobs.

او در مورد سینه های کوچک خود احساس ناامنی می کرد.

The baby fell asleep while nursing from her boob.

نوزاد در حالی که از سینه او شیر می خورد به خواب رفت.

She accidentally spilled hot coffee on her boob.

او به طور تصادفی قهوه داغ روی سینه خود ریخت.

She wore a push-up bra to enhance her boobs.

او یک سوتین push-up پوشید تا سینه هایش را بزرگتر نشان دهد.

She felt a lump in her boob and went to see a doctor.

او یک توده در سینه خود احساس کرد و برای دیدن پزشک رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید