boobytraps

[ایالات متحده]/ˈbuːbɪˌtræp/
[بریتانیا]/ˈboʊbɪˌtrɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تله‌ای پنهان که برای آسیب رساندن یا کشتن کسی که به طور ناخواسته به آن وارد می‌شود طراحی شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

set a boobytrap

گذاشتن تله

boobytrapped device

دستگاه طناب‌دار

avoid boobytraps

از تله‌ها اجتناب کنید

uncover a boobytrap

افشای یک تله

boobytrap the door

تله گذاری روی در

a boobytrapped minefield

میدان مین طناب‌دار

a harmless boobytrap

یک تله بی‌خطر

جملات نمونه

the soldiers set up a boobytrap in the forest.

سربازان یک تله انفجاری در جنگل ایجاد کردند.

he accidentally triggered the boobytrap while exploring.

او به طور تصادفی در حین گشت و گذار، تله انفجاری را فعال کرد.

they used a boobytrap to protect their base.

آنها از یک تله انفجاری برای محافظت از پایگاه خود استفاده کردند.

the movie featured a clever boobytrap sequence.

فیلم شامل یک دنباله تله انفجاری هوشمندانه بود.

he learned how to create a simple boobytrap.

او یاد گرفت که چگونه یک تله انفجاری ساده بسازد.

boobytraps can be dangerous if not handled properly.

تله‌های انفجاری می‌توانند خطرناک باشند اگر به درستی با آنها برخورد نشود.

the detective found a hidden boobytrap in the house.

مامور پلیس یک تله انفجاری پنهان در خانه پیدا کرد.

setting a boobytrap requires careful planning.

راه‌اندازی یک تله انفجاری نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

she was caught off guard by the unexpected boobytrap.

او غافلگیر شد با تله انفجاری غیرمنتظره.

the children played a prank by creating a fake boobytrap.

کودکان با ایجاد یک تله انفجاری جعلی شوخی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید