bookmark

[ایالات متحده]/'bʊkmɑːk/
[بریتانیا]/'bʊkmɑrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برچسب کوچک که برای علامت‌گذاری یک مکان در کتاب استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

internet bookmark

نشانه اینترنت

online bookmarking

ذخیره‌سازی آنلاین

browser bookmark

نشانه مرورگر

جملات نمونه

I created a bookmark for my favourite website.

من یک نشانه‌گذاری برای وب‌سایت مورد علاقه‌ام ایجاد کردم.

I like to bookmark interesting articles to read later.

من دوست دارم مقالات جالب را برای خواندن بعداً نشانه‌گذاری کنم.

She placed a bookmark in her favorite novel before going to bed.

او قبل از خواب، یک نشانه‌گذاری را در رمان مورد علاقه‌اش قرار داد.

I use digital bookmarks to save websites I want to revisit.

من از نشانه‌گذاری‌های دیجیتال برای ذخیره وب‌سایت‌هایی که می‌خواهم دوباره بازدید کنم استفاده می‌کنم.

He always forgets to bookmark important pages in his textbooks.

او همیشه فراموش می‌کند صفحات مهم را در کتاب‌های درسی خود نشانه‌گذاری کند.

The browser allows you to bookmark your favorite websites for quick access.

مرورگر به شما اجازه می‌دهد وب‌سایت‌های مورد علاقه خود را برای دسترسی سریع نشانه‌گذاری کنید.

I need to bookmark this recipe so I can make it again.

من باید این دستور العمل را نشانه‌گذاری کنم تا بتوانم دوباره آن را درست کنم.

She used a beautiful handmade bookmark in her planner.

او از یک نشانه‌گذاری دست‌ساز زیبا در برنامه‌ریز خود استفاده کرد.

He gave her a personalized bookmark as a gift for her birthday.

او به عنوان هدیه تولدش، یک نشانه‌گذاری شخصی‌سازی شده به او داد.

The librarian showed me how to properly use a bookmark in a book.

کتابدار به من نشان داد چگونه به درستی از یک نشانه‌گذاری در یک کتاب استفاده کنم.

I always lose my bookmarks and end up folding the page instead.

من همیشه نشانه‌گذاری‌هایم را گم می‌کنم و در عوض صفحه را تا می‌کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید