bookmarker

[ایالات متحده]/ˈbʊkmɑːkə(r)/
[بریتانیا]/ˈbʊkmɑːrkər/

ترجمه

n. یک نشانه یا نواری که بین صفحات یک کتاب قرار می گیرد تا یک صفحه خاص را نشان دهد
شکل‌های واژه

جملات نمونه

i use a digital bookmarker to save my favorite websites.

من از یک نشانگر کتاب دیجیتال برای ذخیره سایت‌های مورد علاقه‌ام استفاده می‌کنم.

she bought a beautiful leather bookmarker at the stationery store.

او یک نشانگر کتاب گوشتی زیبایی از فروشگاه مداد خرید.

the bookmarker fell out of my book and i lost my page.

نشانگر کتاب از کتاب من پرت شد و من صفحه‌ام را از دست دادم.

he designed a custom bookmarker with his company's logo.

او یک نشانگر کتاب سفارشی با لوگوی شرکت خود طراحی کرد.

the library provides free bookmarkers for patrons.

کتابخانه نشانگرهای کتاب رایگان برای مشتریان خود فراهم می‌کند.

my grandmother gave me an antique silver bookmarker.

مادربزرگ من یک نشانگر کتاب نقره‌ای باستانی به من داد.

the online bookmarker extension makes browsing much easier.

افزونه نشانگر کتاب آنلاین بازدید از وب سایت‌ها را بسیار آسان‌تر می‌کند.

she collects vintage bookmarkers from different countries.

او نشانگرهای کتاب گذشته‌زمانی از کشورهای مختلف جمع می‌کند.

the conference provided each attendee with a branded bookmarker.

کنفرانس به هر شرکت‌کننده یک نشانگر کتاب با برند داد.

i need a sturdy bookmarker because i read thick novels.

من به یک نشانگر کتاب محکم نیاز دارم چون کتاب‌های ضخیمی می‌خوانم.

the website has a built-in bookmarker feature.

این وب‌سایت دارای ویژگی نشانگر کتاب داخلی است.

he keeps several bookmarkers in his desk drawer.

او چند نشانگر کتاب را در جعبه میز خود نگه می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید