borer

[ایالات متحده]/ˈbɔːrər/
[بریتانیا]/ˈboʊrər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشره‌ای که در چوب یا مواد دیگر حفره ایجاد می‌کند؛ ابزاری که برای حفره‌سازی استفاده می‌شود؛ فردی که حفره ایجاد می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

wood borer

سوراخ‌کن چوب

borer insect

حشره سوراخ‌کن

moth borer

سوراخ‌کن حشره آفت

metal borer

سوراخ‌کن فلز

borer damage

آسیب سوراخ‌کن

stem borer

سوراخ‌کن ساقه

borer infestation

آفت‌زایی سوراخ‌کن

control borer

کنترل سوراخ‌کن

prevent borer

جلوگیری از سوراخ‌کن

جملات نمونه

the wood borer damaged the furniture.

سوراخ‌کن چوبی به مبلمان آسیب رساند.

he is a skilled borer in the construction industry.

او یک سوراخ‌کن ماهر در صنعت ساخت و ساز است.

the borer created holes in the metal sheet.

سوراخ‌کن سوراخ‌هایی در ورق فلزی ایجاد کرد.

she used a borer to make precise holes.

او از یک سوراخ‌کن برای ایجاد سوراخ‌های دقیق استفاده کرد.

the borer is essential for woodworking projects.

سوراخ‌کن برای پروژه‌های نجاری ضروری است.

they hired a borer to install the new pipes.

آنها برای نصب لوله‌های جدید یک سوراخ‌کن استخدام کردند.

the borer's job requires great attention to detail.

کار سوراخ‌کن نیاز به توجه زیاد به جزئیات دارد.

using a borer can speed up the construction process.

استفاده از سوراخ‌کن می‌تواند روند ساخت و ساز را سرعت بخشد.

he learned to operate a borer in trade school.

او یاد گرفت که چگونه یک سوراخ‌کن را در مدرسه فنی‌حرفه‌ای کار کند.

the borer malfunctioned during the project.

سوراخ‌کن در طول پروژه دچار نقص فنی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید