borsch

[ایالات متحده]/bɔːrʃ/
[بریتانیا]/borSH/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوپ چغندر، معمولاً از ریشه روسی یا اروپای شرقی؛ سوپ چغندر روسی.

جملات نمونه

i love to eat borsch on cold winter days.

من عاشق خوردن بورش در روزهای سرد زمستان هستم.

my grandmother makes the best borsch in the family.

مادربزرگم بهترین بورش را در خانواده درست می‌کند.

have you ever tried authentic ukrainian borsch?

آیا تا به حال بورش اوکراینی اصیل را امتحان کرده اید؟

we served borsch as a starter at the dinner party.

ما بورش را به عنوان پیش غذا در مهمانی شام سرو کردیم.

borsch is often accompanied by sour cream and bread.

بورش اغلب با خامه ترش و نان همراه است.

i learned to cook borsch from a traditional recipe.

من یاد گرفتم بورش را از یک دستورالعمل سنتی بپزم.

borsch is a colorful dish that is rich in flavor.

بورش یک غذای رنگارنگ با طعم غنی است.

in winter, borsch is a comforting and hearty meal.

در زمستان، بورش یک غذای دلپذیر و سیر کننده است.

many people enjoy borsch with a side of pickles.

بسیاری از مردم از خوردن بورش با کنار خیار لذت می برند.

she garnished the borsch with fresh herbs before serving.

او قبل از سرو کردن بورش را با گیاهان تازه تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید