bosnians

[ایالات متحده]/bɔzni:ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به بوسنی
n. یک فرد از بوسنی

عبارات و ترکیب‌ها

Bosnian cuisine

آشپزی بوسنی

Bosnian culture

فرهنگ بوسنی

bosnian language

زبان بوسنیایی

bosnian people

مردم بوسنی

bosnian culture

فرهنگ بوسنی

bosnian cuisine

آشپزی بوسنی

learn bosnian

یادگیری زبان بوسنیایی

speak bosnian

صحبت کردن به زبان بوسنیایی

bosnian history

تاریخ بوسنی

bosnian music

موسیقی بوسنی

bosnian art

هنر بوسنی

جملات نمونه

Bosnian cuisine is known for its rich flavors and diverse influences.

غذاهای بوسنی به خاطر طعم‌های غنی و تأثیرات متنوعش شناخته شده است.

She learned Bosnian to better communicate with her in-laws.

او بوسنیایی را یاد گرفت تا بتواند بهتر با خانواده همسرش ارتباط برقرار کند.

The Bosnian government is working on improving healthcare services in the country.

دولت بوسنی در حال تلاش برای بهبود خدمات بهداشتی در این کشور است.

Bosnian history is filled with tales of resilience and cultural richness.

تاریخ بوسنی مملو از داستان‌هایی درباره تاب‌آوری و غنای فرهنگی است.

Many Bosnian refugees resettled in other countries during the conflict.

بسیاری از آوارگان بوسنی در طول درگیری در کشورهای دیگر دوباره اسکان یافتند.

Bosnian music combines traditional melodies with modern beats.

موسیقی بوسنی ملودی‌های سنتی را با ریتم‌های مدرن ترکیب می‌کند.

The Bosnian language uses the Latin alphabet with some additional characters.

زبان بوسنی از الفبای لاتین با برخی حروف اضافی استفاده می‌کند.

Bosnian culture is a blend of Eastern and Western influences.

فرهنگ بوسنی ترکیبی از تأثیرات شرقی و غربی است.

She traveled to Bosnia to study Bosnian literature and art.

او برای مطالعه ادبیات و هنر بوسنی به بوسنی سفر کرد.

The Bosnian community in this city celebrates their heritage through annual events.

جامعه بوسنی در این شهر میراث خود را از طریق رویدادهای سالانه جشن می‌گیرد.

she is learning the bosnian language.

او در حال یادگیری زبان بوسنیایی است.

he has a bosnian friend from college.

او یک دوست بوسنیایی از دانشگاه دارد.

the bosnian culture is rich and diverse.

فرهنگ بوسنی غنی و متنوع است.

they enjoyed bosnian cuisine during their visit.

آنها از غذاهای بوسنی در طول بازدید خود لذت بردند.

she is passionate about bosnian history.

او نسبت به تاریخ بوسنی علاقه زیادی دارد.

he speaks bosnian fluently.

او به طور روان به زبان بوسنیایی صحبت می‌کند.

they are organizing a bosnian cultural festival.

آنها در حال برگزاری یک جشنواره فرهنگی بوسنیایی هستند.

learning bosnian can be challenging but rewarding.

یادگیری زبان بوسنیایی می‌تواند چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده باشد.

she loves bosnian folk music.

او عاشق موسیقی محلی بوسنیایی است.

he is researching bosnian literature for his thesis.

او در حال تحقیق در مورد ادبیات بوسنیایی برای پایان‌نامه خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید