| صفت یا فعل حال استمراری | bottlefeeding |
| شکل سوم شخص مفرد | bottlefeeds |
| جمع | bottlefeeds |
| زمان گذشته | bottlefed |
| قسمت سوم فعل | bottlefed |
bottlefeed a baby
شیر دادن به یک نوزاد
exclusive bottlefeeding
شیر دادن انحصاری با شیشه
to bottlefeed exclusively
به طور انحصاری با شیشه شیر دادن
bottlefeeding schedule
برنامه شیردهی با شیشه
the bottlefeeding process
فرآیند شیردهی با شیشه
bottlefeed with formula
شیر دادن با شیر خشک
a bottlefeeding session
جلسه شیردهی با شیشه
she decided to bottlefeed the kitten after its mother rejected it.
او تصمیم گرفت پس از اینکه مادرش آن را پس زد، به توله گربه شیر دهد.
many parents choose to bottlefeed their babies for convenience.
بسیاری از والدین به دلیل راحتی شیر دادن به نوزادان خود با شیشه را انتخاب می کنند.
he learned how to bottlefeed the puppy properly.
او یاد گرفت که چگونه به درستی به توله سگ شیر دهد.
it's important to bottlefeed at regular intervals.
مهم است که در فواصل زمانی منظم شیر با شیشه بدهید.
she prefers to bottlefeed her baby rather than breastfeeding.
او ترجیح می دهد به جای شیر دادن به نوزاد خود، با شیشه شیر دهد.
they used a special formula to bottlefeed the orphaned lamb.
آنها از یک فرمول خاص برای شیر دادن به بره یتیم استفاده کردند.
he found it easier to bottlefeed than to breastfeed.
او شیر دادن با شیشه را آسان تر از شیر دادن به مادر می دانست.
she was taught how to bottlefeed by a lactation consultant.
او توسط یک مشاور شیردهی نحوه شیر دادن با شیشه را یاد گرفت.
it's essential to warm the milk before you bottlefeed.
قبل از شیر دادن با شیشه ضروری است که شیر را گرم کنید.
they decided to bottlefeed the baby during their trip.
آنها تصمیم گرفتند در طول سفر خود به نوزاد شیر با شیشه بدهند.
bottlefeed a baby
شیر دادن به یک نوزاد
exclusive bottlefeeding
شیر دادن انحصاری با شیشه
to bottlefeed exclusively
به طور انحصاری با شیشه شیر دادن
bottlefeeding schedule
برنامه شیردهی با شیشه
the bottlefeeding process
فرآیند شیردهی با شیشه
bottlefeed with formula
شیر دادن با شیر خشک
a bottlefeeding session
جلسه شیردهی با شیشه
she decided to bottlefeed the kitten after its mother rejected it.
او تصمیم گرفت پس از اینکه مادرش آن را پس زد، به توله گربه شیر دهد.
many parents choose to bottlefeed their babies for convenience.
بسیاری از والدین به دلیل راحتی شیر دادن به نوزادان خود با شیشه را انتخاب می کنند.
he learned how to bottlefeed the puppy properly.
او یاد گرفت که چگونه به درستی به توله سگ شیر دهد.
it's important to bottlefeed at regular intervals.
مهم است که در فواصل زمانی منظم شیر با شیشه بدهید.
she prefers to bottlefeed her baby rather than breastfeeding.
او ترجیح می دهد به جای شیر دادن به نوزاد خود، با شیشه شیر دهد.
they used a special formula to bottlefeed the orphaned lamb.
آنها از یک فرمول خاص برای شیر دادن به بره یتیم استفاده کردند.
he found it easier to bottlefeed than to breastfeed.
او شیر دادن با شیشه را آسان تر از شیر دادن به مادر می دانست.
she was taught how to bottlefeed by a lactation consultant.
او توسط یک مشاور شیردهی نحوه شیر دادن با شیشه را یاد گرفت.
it's essential to warm the milk before you bottlefeed.
قبل از شیر دادن با شیشه ضروری است که شیر را گرم کنید.
they decided to bottlefeed the baby during their trip.
آنها تصمیم گرفتند در طول سفر خود به نوزاد شیر با شیشه بدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید