bottlefuls

[ایالات متحده]/ˈbɒtl(ə)fʊlz/
[بریتانیا]/ˈbɑːtəlˌfʊlz/

ترجمه

n. مقدار که یک بطری می‌تواند نگه دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

bottlefuls of tears

لیوانی اشک

bottlefuls of enthusiasm

لیوانی اشتیاق

جملات نمونه

she filled the fridge with bottlefuls of water.

او یخچال را با بطری‌های پر از آب پر کرد.

we need several bottlefuls of juice for the party.

ما به چند بطری آبمیوه برای مهمانی نیاز داریم.

he drank bottlefuls of soda during the game.

او در طول بازی بطری‌های زیادی نوشابه نوشید.

they collected bottlefuls of rainwater for their garden.

آنها بطری‌های پر از آب باران را برای باغ خود جمع‌آوری کردند.

the recipe calls for bottlefuls of olive oil.

دستور غذا نیاز به بطری‌های پر از روغن زیتون دارد.

she stored bottlefuls of homemade sauce in the pantry.

او بطری‌های پر از سس خانگی را در انباری نگهداری کرد.

he bought bottlefuls of vitamins for the trip.

او برای سفر بطری‌های زیادی ویتامین خرید.

we filled bottlefuls of lemonade for the picnic.

ما بطری‌های زیادی لیموناد برای پیک نیک پر کردیم.

they brought bottlefuls of wine to the dinner.

آنها بطری‌های زیادی شراب برای شام آوردند.

she always keeps bottlefuls of spices in her kitchen.

او همیشه بطری‌های زیادی ادویه را در آشپزخانه خود نگه می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید